التحقيق ) بشرح آوردهام .
ط : ج 9 ، ص 597 ، در متن آمده است : « الشهيد الثاني والسيد المعاصر تلميذه » مصحح در پانوشت گويد : « لعل المراد السيّد نور الدين والد صاحب المدارك أو ابن الصائغ » . ولى ظاهرا مراد سيد علي بن صائغ است به قرينه آنچه در ج 5 ، ص 224 آمده است .
ى : ج 9 ، ص 521 ، در متن آمده است : « وظهر حينئذ وجه تفريع القواعد بقوله : . . . ولهذا قال فخر المحققين في شرحه . . . » در اينجا مصحّح در توضيح « في شرحه » در پانوشت فرمودهاند : « الظاهر أنّ المراد في شرح هذا التفريع ، ويحتمل إرادة أنّ الفخر قال في الإيضاح الذي هو شرح للقواعد واللّه العالم » . با اينكه براي مخاطب اين كتاب كاملا روشن است كه مراد مؤلف شرح فخر المحققين بر قواعد - اعني إيضاح ، ج 2 ، ص 340 - است بنابراين ذكر اين تعليقه چه ضرورتي داشته است ؟
يا : ج 9 ، ص 29 ، در متن آمده است : « . . . فيثبت له الخيار وإليه أشار المحشّي » مصحح در پانوشت فرمودهاند : « لم نعثر عليه في المسالك إن كان المراد من المحشّي هو » . با اينكه قطعا مراد از محشى شهيد ثاني در مسالك نيست ، زير مسالك شرح شرائع است نه ارشاد در اينجا مراد يا محقق كركى است در حاشيهء ارشاد ، به قرينهء موارد ديگرى كه مؤلف از حاشية ارشاد كركى نقل كرده ( مانند ج 7 ، ص 160 ، 368 ) ويا شهيد أول است در غاية المراد كه از آن گاهى با تعبير حاشيهء ارشاد ياد مىشود .
يب : ج 6 ، ص 200 : « كما اختاره في الدروس والشرائع وشرحه في النافع أيضا » . مصحح در پانوشت فرمودهاند : « لعل الصواب مختصرها النافع » با اينكه قطعا مراد المختصر النافع نيست ، به قرينهء اينكه مؤلف در ج 8 ، ص 107 ، فرموده است : « نقل عن السيد عميد الدين في شرحه للنافع » ومسلم مىشود كه مراد شرح سيد عميد الدين است ، ولى ظاهرا سيد نافع را شرح نكرده ، بلكه قواعد را شرح كرده كه به اسم كنز الفوائد دو مجلد آن تاكنون چاپ شده است . بنابراين بايد
مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( عربى - فارسى ) — صفحة 355
مساهمون: كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى
ص٣٥٥