برساند و يا او را ناگهانى در جايى كه كسى او را نبيند به قتل رساند از اين عمل بترسد و از كشتن او خوددارى نمايد .
بنابراين اگر اولياء دم بدانند قاتل كيست و حاضر گردند براى اثبات قتل به وسيله متهم اداء سوگند نمايند لازم نيست حاكم از وقوع قتل به وسيله متهم ظن غالب پيدا كند ، آرى حاكم بايد از كسانى كه اداء سوگند مىنمايند تحقيق نموده كه متهم به كذب نباشند ، حتى اگر متهم به كذب هستند لازم است به نحوى از آنان تحقيق كند كه اطمينان كامل به صحت و درستى سوگند آنان براى او حاصل گردد و اگر لازم بداند از آنان جداگانه تحقيق نمايد . بايد آنان را از يكديگر جدا نموده و از مستند علم آنان به قتل و كيفيت قتل و ساير خصوصيات تحقيق نمايد و به هيچ وجه لازم نيست براى اجراى مراسم قسامه براى وى لوث و ظن حاصل گردد ، زيرا مناط در اجراى قسامه حفظ خون مسلمانان است ، و اگر بنا باشد رسيدگى با اين منظور مشروط به لوث باشد ممكن است براى حاكم لوث حاصل نگردد و در نتيجه وارد رسيدگى نشود و خون مقتول به هدر رفته و فلسفه قسامه محقق نگردد .
بنابراين به نظر مىرسد اعتبار و اشتراط لوث با توجه به توضيحاتى كه داده شد لازم نباشد ، بلكه اعتبار آن در برخى از موارد با فلسفه و حكمت قسامه منافات دارد .
نكتهاى كه تذكر آن لازم است اينكه اجراى قسامه در وقتى است كه حاكم راهى براى اثبات جنايت جز قسامه نداشته باشد ، و اين نكته از روايت زراره كه در آن فلسفه قسامه آمده است استفاده مىشود ، زيرا غرض اصلى از قسامه حفظ خون مسلمانان است ، و نفس قسامه خصوصيتى ندارد كه بهطور حتم لازم باشد از طرف دادگاه مورد عمل واقع شود بنابراين اگر قاضى دادگاه بتواند جنايت را از راه ديگرى غير از قسامه ثابت نمايد مىتواند از آن راه استفاده كند .
مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 779
مساهمون: كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى
ص٧٧٩