اماره ظنيهاى نزد حاكم پيدا شود كه جنايت به وسيله متهم يا متهمين واقع شده است .
مرحوم علامه حلى در كتاب ارشاد در تعريف لوث مىفرمايند :
« و هو امارة يغلب معها على الظن صدق المدعى »
از اين تعريف استفاده مىشود كه هر ظن و گمانى براى تحقق لوث كافى نيست بلكه لازم است ظن و گمان غالبى باشد كه براى حاكم اطمينان به انتساب جنايت به متهم حاصل گردد ، بنابراين ظن ضعيف براى تحقق لوث كفايت نمىكند ، و عبارت باقى فقها ، نيز از اين قبيل است .
و لوث از نظر مالك و شافعى عبارت است از امرى كه حاصل مىگردد از غلبه ظن بر صدق مدعى « 1 » و روشن است كه لوث نفس ظن و گمان غالب نمىباشد بلكه امرى است كه از رده غلبه ظن بر صدق مدعى حاصل مىشود .
و ظن غالب از اين جهت اعتبار شده است كه لوث در لغت به معناى قوت و قدرت استعمال شده است و هر ظنى را در لغت قدرت و قوت نمىنامند بلكه آن ظنى را لوث مىگويند كه همراه با قرائن قوى و نزديك به علم بوده باشد ، مانند اينكه شخصى را همراه با آلت قتالهاى بالاى سر مقتولى كه تازه كشته شده است ببيند و يا آنكه بين قاتل و مقتول مقلا عداوت و دشمنى وجود داشته باشد ، در حدى كه تصميم به قتل او بگيرد .
محقق اردبيلى پس از آنكه روايات قسامه را نقل مىكند چنين مىفرمايد :
« ثم اعلم ان هذه الاخبار خالية من اعتبار اللوث لفظا يعنى لم يوجد للقسامه شرط اللوث .
هامش
( 1 ) . شرح الزرقانى ، ج 8 ، ص 50 .