در قرآن پيوسته از حبّ الهى كه برتر از همهء علاقهها و محبتهاست ، سخن به ميان آمده و در عرفان به عشق و فناى عارف در معروف موسوم گشته است ، اينها و امثال آن كافى است كه الهامبخش معنويتى عظيم و گسترده در مورد خدا و جهان و انسان كه موضوع علم عرفان است ، باشد .
در روايات و دعاها - بويژه دعاهاى شيعى - نيز معانى بسيار بلندى هست كه گنجينهاى از معارف و عالىترين انديشههاى معنوى و عرفانى است .
گزارش حالتهاى شخصيتهاى صدر اول اسلام نيز مؤيد يك رشته هيجانات و واردات روحى و روشنبينىهاى قلبى و سوزها و گدازها و عشقهاى معنوى است كه از زندگى و حالات و مناجاتهاى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله سرچشمه گرفته و همينطور اغلب اهل عرفان و تصوف سخنان و رفتار امير المؤمنين عليه السّلام را الهام بخش محورهاى اصولى عرفان مىدانند .
حتى افرادى مانند « نيكلسن انگليسى » و « ماسينيون فرانسوى » كه مطالعات وسيعى در عرفان اسلامى دارند ، صريحا اعتراف كردهاند كه منبع اصلى عرفان اسلامى ، قرآن و سنت است . « 1 »
اكنون دربارهء بدگويىهاى محقق اردبيلى از صوفيه ، چگونه بايد قضاوت كرد ؟
با توجه به نكات منفى كه در احاديث « 2 » دربارهء تصوف وارد شده و ايشان آنها را با تحليلى در « حديقة الشيعه » « 3 » نقل كرده است ، مىتوان گفت در هر موضوعى ممكن است جنبههاى انحرافى و افراطى باشد ، عرفان و تصوف نيز اينگونه است و با توجه به حالات عارفانه مقدس اردبيلى ، طعن ايشان به نوع
هامش
( 1 ) . خدمات متقابل اسلام و ايران ، با تلخيص و تصرف ، ص 637 - 638 .
( 2 ) . ر . ك . الحسنى ، هاشم معروف ، تصوف و تشيع ، ترجمه سيد محمد صادق عارف ، آستان قدس رضوى ، مشهد 1369 ، ص 546 به بعد .
( 3 ) . ر . ك . حديقة الشيعه ، ص 558 به بعد .