استناد كرد اما به عنوان « مقدمات ديگر نماز » را از آن بهدست آوردن جدا امرى مشكل است . و مشابه اين آيه آياتى از سورهء نحل است :
« وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ »
« 1 » كه در ذيل بحث « مقدماتى ديگر براى نماز » ، آورده شده است .
8 - در برخى موارد ، آياتى در ذيل آيات ديگرى مورد بحث قرار گرفته و حكمى مورد استفاده قرار گرفته است در حالى كه آيه دلالت بر حكمى فقهى مىكند و بايد مستقلا مورد توجه قرار گرفته مىشد .
9 - در آياتى كه به صورت مطلق دلالت بر حكمى مىكند و در خود آن قيدى وجود ندارد ، مؤلف قيودى كه در اخبار وجود دارد و يا قيدى عقلى است ذكر مىكند و به اين صورت به صرف دلالت آيه بر حكمى اكتفا نمىكند . در واقع شيوهاى كه در فقه متداول است براى بررسى حكمى از احكام و صدور حكم نهايى لازم است تمام ابعاد و ادله را ملاحظه كرد و آنگاه فتوا صادر كرد ، مؤلف همين شيوه را در تفسير نيز به كار گرفته است . اگرچه دلالت آيهاى عام و يا مطلق باشد اما بر اساس مبانى شيعه ، نظر نهايى را پس از بحث و استدلال صادر مىكند .
مثل آيهء وضو و نيز آيهء اطاعت از اولوالامر كه پس از ذكر نقطه نظرات عامه و اختلافات آنها و نيز ذكر نظراتى از فقيهان شيعه و رواياتى از اهل بيت عليهم السّلام و ذكر اين نكته كه اطاعت از حكام جائر جايز و روا نيست مىنويسد : « و الحاصل بطلان غير هذا القول و الدليل عليه من العقل و النقل و الاخبار خصوصا من طرق اهل البيت : كثيرة جدّا » . « 2 »
حاصل كلام اين است كه جز اين قول ( لزوم اطاعت از معصوم و نه غير آن ) باطل است و دليل آن عقل و نقل است و اخبار رسيده بخصوص از اهل بيت عليهم السّلام جدّا فراوان است .
هامش
( 1 ) . نحل ، 5 .
( 2 ) . زبدة البيان ، ص 687 .