متنوعى اشاره شود ولى ارادت اهل بيت عليهم السّلام و بيزارى از دشمنان رسول و آل صلّى اللّه عليه و آله همواره رخ مىنمايد شايد حوادث سياسى آن روزگار بر اثر جنگهاى ايران و عثمانى ، گرمى تنور ولايت در اصفهان ، سختگيرى مخالفان تشيع در خارج ايران نظير اقداماتى كه به شهادت علماى بزرگ شيعه انجاميد ، در اين گرايشات بىاثر نبوده است . از اينرو با آنكه در باب كلام ، بىكتاب نيست ولى آرزو دارد اقرارهاى عالمان سنّى به نفع امامت را يك جا جمع و تأليف كند ، شايد طرحهايى نظير آنچه به تأليف الغدير و عبقات الأنوار منجر شد در ذهن اردبيلى بوده است از اينرو در پايان « شرايط الامامة » گويد : « حقايقى كه از زبان عالمان سنّى ظهور كرده و حجّتى عليه مبانى عقيدتى آنها است فراوان است اگر در كلامشان تأمل كنى برايت روشن خواهد شد ، من به برخى اشاره كردهام ان شاء اللّه آن موارد را جمعآورى مىكنم » ص 48 .
وى طرح مبحث امامت را در زبدة - كه كتاب احكام است - زينت كتاب مىشمرد ، ص 14 ، وقتى در نكاح بحث مىكند نمىتواند از مسائل ارزنده سورهء تحريم چشم بپوشد و اذيّت و آزار عايشه و حفصه نسبت به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به محبت على عليه السّلام به پيامبر ( ص ) گره مىزند و اين قسمت
« وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ »
تحريم / 4 را بر على عليه السّلام منطبق مىداند و به اشكالات قاضى بيضاوى پاسخ مىدهد محقق با نقل رواياتى از عامه و خاصه به نقل از مجمع البيان و شواهد التنزيل حاكم حسكانى ، در اين كه صالح المؤمنين ، امير المؤمنين است گويد : « و لا شكّ في أنّه أصلح المؤمنين ، و من أراد المعرفة و ترك ما انفردت به طائفة من نقل ما يدلّ على ما يقول به فأنا و اللّه ضامن لحصول العلم بذلك و بأنّه الإمام بعد الرسول و الأحقّ . . . » 569 - 570 و بالاخره از ص 565 الى 571 ، قلم ، به هواى ولايت مىرقصد .
در ص 532 - 533 به « كلّ الناس افقه من عمر ، و . . . » اشاره دارد و ضمن