اشيا ، حيوانها و انسانها و مضرّ و آسيبزا بودن آنها در بعدى از ابعاد حيات سليم انسانى ، موجب شده كه آن جمله ، نجس و پليد شناخته شوند .
كشفيات علمى مشخّص كرده كه اشيا و حيوانها و انسانهاى نجس فىالجمله حامل ميكروبهاى مضرّ و موجودات ذرّهبينى و احيانا از قبيل معنى و ناملموس هستند كه اگر انسان از آنها نپرهيزد با رشد سريع و يا تدريجى ويروسهاى منافى صحت و سلامت و عافيت و سعادت ، روبهرو خواهد شد و ناگفته پيداست كه ويروسهاى ناپيداى كفر و شرك از هر ميكروب مضرّ ، زيانبارتر است و لذا قرآن كريم فرمود :
« إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ . . . »
و در آيهء ديگر خمر و قمار و ازلام و انصاب جملگى را در يك رديف آورد و اجتناب و دورى از همه آنها را واجب شمرد .
2 - دو بعد وجود انسان ( جسمانى ، روحانى - تن و روان ) و لزوم تأمين سلامت جسم و جان و باصطلاح رعايت بهداشت روانتنى موقعيّت آنچه را كه در فرهنگ قرآنى و فقه اسلامى ، نجس شناخته شدهاند ، مشخص مىكند كه با وجود تفاوتهايى اجتناب از همه آنها را واجب دانسته است . پس همانطورى كه هرچه سلامت تن و بهداشت جسم را بطور جدّ ، تهديد كند و از ديدگاه فقاهت زيانبار تشخيص داده شود بايد از آن اجتناب به عمل آيد به همين ملاك ، آنچه روح آدمى را كسل و جان او را در حدّ وسيعى ، تيره و تار مىسازد بايد مورد اجتناب باشد .
به عبارت ديگر ، پالايش حيات انسانى در ابعاد وسيع و همهجانبهاش و دور نگاهداشتن آن از عوامل مخرّب ، ضد و منافى به معناى كامل كلمه ، هماره مدّنظر بايد باشد .
3 - چنان كه از كلمات فقهاء هم مستفاد است طهارت و نجاست و ديگر واژههاى مترادف و هم معنى ، مفاهيم روشنى دارند برخى در معانى وضعى و برخى ديگر در معانى كنايى ، استعارهاى و مجازى استعمال شدهاند .
مسلّم است كه « غايط » در لغت و از حيث وضع به معنى مدفوع انسان