نجسند و اجتناب از آنها لازم مىباشد و عدم آگاهى ما از حقايق هستى ، تفاوت ايجاد نمىكند چنان كه در ميان ماديّات ، برخى حتى به چشم نامسلّح درنمىآيند امّا آثار وجودى نشان مىدهند ؛ پس فرقى با آفريدههاى قابل رؤيت ندارند و امور معنوى و غير حسى هم از اين قبيلند ، آثارى دارند هرچند كه به حسّ در نمىآيند و همه آنها در نظر شارع نجس مىباشند .
پس اصطلاح طهارت و نجاست اعتبارى قابل دفاع نيست ؛ اگر مشركين نجسند به همان معنايى كه برخى اشياء و حيوانها ، نجس شمرده شدهاند ، نجس مىباشند همچنانكه انسانهايى به صورت انسان از درندگان هم كثيفتر و خطرناكترند
« أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ »
( اعراف / 179 ) . پس چرا به همان معناى فقهى نجس نباشند كه مضرّ و زيانبارند و بقول ابن ابى الحديد : چه چيزى از شرك و جهل نجستر و زشتتر است ؟ كه ايمان مطهّر آنست . و ما مىگوييم چنان كه آب مطهر بول و امثال آنست و احدى در رجاست آن شك ندارد و استحاله ، مطهر سگ است و انقلاب مطهّر خمر و در همه اينها رازها پنهان است كه انسان فقط به پارهاى از آنها وقوف يافته نه بر همه .
9 - تفكيك بين مسايل مطروحهء قرآن كريم كه مسايل مورد ابتلاى فرد و جامعهاند و مسايل فقهى كه آنها نيز بعد عملى و رفتارى دارند به بهانه دقّت عقليه ، گمان نمىرود كارى صحيح و موفّق باشد بلكه اثر چنان چيزى همان است كه فرهنگ اسلامى در هم ريخته و مسلمانان از هدايتهاى قرآن كريم فاصله زيادترى خواهند گرفت و يا فاصلههاى ايجاد شده عميقتر خواهد شد اگر همانند بيشتر فقهاى شيعه بر كتاب و سنّت و فهم عميق آن استوار بمانيم بر مائده پرنعمت قرآن مجيد ، بهرهمندتر خواهيم گرديد .
10 - از برخى فقهاى اهل سنّت نقل شده كه او ايمان را مطهر نمىداند و بر پندار اينكه گفتن لا إله الا اللّه و محمد رسول اللّه عين كافر را عوض نمىكند و او همان است كه بوده است و فقط استحاله مىتواند مطهر باشد اگر تحقق يابد و او