اينكه به حدثها ناقض گفتهاند و منقوض ، امر وجودى بايد باشد و . . . « 1 »
شيخ در تعريف نجاست شرعى مىنويسد : وجوب اجتناب از چيزى در نماز و طعام و نظير آنها دليل نجس شرعى بودن آن است چنان كه شهيد در قواعد ، چنين فرموده است : نجاست صفتى انتزاعى است از اين احكام ( وجوب اجتناب از آن چيز در نماز يا خوردن و امثال آن ) پس اگر شارع مانعى در نماز خواندن در چيزى آلوده به آب استنجاء ، نديد مثل آنست كه تصريح كند كه طواف و نماز در چنان لباسى بىمانع است و اگر اجتناب از چيزى ، در نماز يا خوردن واجب نبود ، چنان چيزى نجس نيست . « 2 »
تهانوى مىنويسد : طهارت از ديدگاه شرع ، نظافت ويژهاى است و داراى انواعى مىباشد مثل وضوء ، غسل ، تيمّم ، شستن تن ، جامه و جز آن .
و در معناى نجاست و نجس مىنويسد : نجس نزد فقهاء عين نجاست را گويند و نجس بفتح نون و كسر جيم ، چيزى را گويند كه طاهر و پاك نيست و نجاست دو قسم است : غليظ و خفيف . نجاست غليظ ، چيزى است كه بر نجاست آن ، نصّ وارد است و نصّ معارض هم نقل نشده است . اعم از آنكه مردم در مورد آن اختلاف داشته باشند يا نه ؟ چون اجتهاد در مقابل نصّ ، حجّت نيست و نجاست خفيفه ، چيزى است كه در مورد آن ، نصّ معارض ، وجود دارد ، حكم آن اختلافى باشد و يا اتّفاقى ، زيرا در تخفيف حكم ، نصّ معارض مؤثّر است هر چند كه صددرصد عمل نشود .
نزد ابى حنيفه چنين است و برخى ديگر گفتهاند ، نجاستى با وصف غليظ شناخته مىشود كه فقهاء بر نجاست آن اتّفاقنظر دارند امّا چيزى كه در طهارت و نجاستش ، اجتهاد توان كرد ، نجاست خفيفه است زيرا لزوم عمل به
هامش
( 1 ) . كتاب الطهارة ، ج 1 ، ص 394 .
( 2 ) . همان ، ص 347 .