تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
تنها منحصر در دايى خودم مىبينم ، يعنى كسى كه روزگار همسان او را - بعد از خواجه نصير الدين از حكماى متدين مسلمان - در اين فن نياورده است . خداوند او را به مرضاتش موفق دارد و به وجود او بر ما منّت نهد و از علمش به ما افاضه فرمايد . « 1 » و از كمى توفيق آن است كه اين عبد پس از 25 سال مفارقت و خواهش شبانه روزى از خداوند جهت وصول به محضرش ، دوباره در كربلا و مشهد حضرت ابى عبد اللّه الحسين به خدمتش رسيدم ولى خلال اين مدت بيمار بودم و در برخى ايام غافل ، شكر نعمت وصل او را نكردم تا اينكه از من مفارقت فرمود ، از كرم خداوند خواستارم مرا مؤاخذه نفرمايد بلكه بر من منّت نهد تا ديگربار به صحبت او مشرف شوم و به مقدار ضرورت از اين علم [ هيأت ] و ساير علوم حقيقى ضرورى از جنابش برگيرم . سپس مىفرمايد ، آنچه از خدمت او ( دايى الياس « ره » ) استفاده كردم همان مقدارى است كه در كلام شارح [ يعنى شهيد اول در روض الجنان ] و همچنين مشهور ميان فقهاء است و آن اين است كه اعتبار به جدى جز در حال ارتفاع
هامش
( 1 ) . مراد اردبيلى ( ره ) از دايى خودش ، علّامه فلكى رياضى در فنون نظرى و علوم عقلى مولى الياس اردبيلى « ره » است . شيخ الياس بن ابيه در همهء علوم به ويژه علوم فلك و هندسه مرجع بوده و در ساير فنون رياضيات سرآمد و يگانه عصر خويش به‌شمار مىرفته است ، اين امر سبب شده كه همايون شاه تيمورى از او دعوت كرده و او به اين خواسته پاسخ مثبت داده ، دعوت او را پذيرفته و عراق را به سمت كابل ترك كرده است . همايون شاه مقدم او را غنيمت شمرده و با خورسندى تمام هداياى زياد و جوايزى از جمله بخشى از اراضى حاصل‌خيز از نواحى « موهان » از شهرهاى « اوده » كه شامل قريه‌هاى متعدّد بوده به او واگذار كرده و او را از مقرّبان خويش گردانده است . سلطان تيمورى كتاب « درة التاج » تأليف قطب الدين رازى را نزد او قرائت كرده است ، اما برخى ديگر از حاضران به علم ، مقام و منزلت او حسد ورزيده‌اند كه از جمله آنان اويس الگواليرى بوده است . مولى الياس ديگر تاب نياورده و موهان را به گچرات و سپس به مكه و عراق ترك گفته و سرانجام به اردبيل عزيمت كرده و تا آخر عمر در آنجا اقامت گزيده است . رجوع شود به الذريعه مرحوم آقا بزرگ تهرانى و مجمع الفايده و البرهان ، ح 2 ، ذيل ص 72 و بعد ، و به تاريخ اردبيل ج 1 ، ص 124 و بعد .