على الاستحباب عن القبلة المعتبرة عندهم . . . » ، و يا مربوط دانسته به كسى كه به قبله آگاه است گرچه اين آگاهى را از راه علم هيأت با مهارت لازم كسب كرده باشد .
بررسى سخن :
الف ) : آنچه فرمود ميان اين علامات تدافع است صحيح است و اشكالى بر او وارد نيست زيرا اگر مراد از مشرق و مغرب ، مشرق و مغرب اعتدال باشد ( جايى كه خورشيد در اول فروردين و اول مهرماه از آنجا طلوع و غروب مىكند ) در اين صورت با قرار دادن جدى - بعنوان علامت دوم - محاذى شانه راست سازش ندارد ، يعنى طلوع و غروب در اين فرض ، مستلزم اين است كه جدى ميان دو كتف قرار گيرد كه در نتيجه ، نماز به جانب جنوب واقع شده و بيش از يك هزار و هفتصد و شصت كيلومتر ( 1760 ) تقريبا از قبله انحراف دارد .
و اگر مراد مشرق و مغرب عرفى باشد لازم مىآيد قبله ، هر روز در تغيير باشد زيرا سعه و گسترش مشرق و مغرب در يك سال بيش از چهل و شش درجه ( 46 ) است . و سخنان ديگر : پس اين دو علامت بر جهت قبله عراق ناهماهنگاند .
ب ) : اما آنچه را از ناحيه سند خبر و واقفى بودن راويان سبب ضعف و اشكال خبر دانست ، اين اشكال بر اساس مبانى اصولى ايشان بوده است كه مىفرمايد راوى خبر بايد امامى ، موثق و عادل باشد ، ليكن اين مبنا در اين زمان مورد خدشه است ، زيرا فقهاى اين عصر برآنند كه راوى بايد راستگو باشد ، فراموشكار نباشد و حديث را دقيقا ضبط كرده باشد كه در اين صورت به حديث عمل مىشود گرچه خود راوى ، فاسد العقيده باشد ، يعنى ملاك عمل وثاقت مخبرى نيست بلكه وثاقت خبرى است ، بنابراين از ناحيه واقفى