[ 4 ] چيزى كه ما بدان دست يافتيم آن است كه جدى به قطب نزديكتر است از آن ستاره مخفى كه ميان جدى و فرقدين در صورت ماهى قرار دارد . آگاهى ما بدينگونه بود كه يك چوب نى را وضع كرديم و ستارهء جدى را در اول شب با او رصد كرده و ديديم . سپس محاذى آن ، علامت ديگرى جهت آن ستاره پنهان به نى گذاشتيم ، بعد از مدت زيادى كه از نصف شب گذشت حركت جدى را بسيار كم يافتيم ، اما آن ستاره را كه از همان نى نگاه كرديم ديديم از علامتى كه در اول شب بر نى گذاشته بوديم به مقدار زيادى خارج شده بود كه بيش از ثلث دايره بود ، آنگاه نزديك صبح نگاه كرديم در حالى كه به نصف دايره بزرگى رسيده بود ديگر او را [ در اثر روشن شدن هوا ] اصلا نديديم ( مجمع الفايده 2 / 73 ، زبده ص 67 ) .
[ 5 ] از آنجا كه علم هيأت ، دقيق است و جز با مشقت فراوان در مدتى طولانى بدست نمىآيد از شرع و قوانين شرع و لطف او بعيد است كه اين تكليف را به علم هيأت واگذار كرده باشد تفويض به اهل اين علم هم بعيد است ، زيرا با توجه به عدم عدالت آنان به ويژه كه گفتههاى آنان منتهى مىشود به حكمايى كه اسلامشان را نمىدانيم چه رسد به عدالتشان ، تقليد آنان از قوانين شرع نيست ، بر فرض كه اگر عالم عادلى هم پيدا شود بسيار نادر است ، بر فرض اگر عالم عادل و آگاه به اين فن هم يافت شود باز علم به بيت اللّه ، مكه و حرم پيدا نخواهد شد .
اشكال مقدس اردبيلى بر علامه حلى :
اردبيلى مىفرمايد از كلام علامه « ره » چنين برمىآيد كه او نيز قطب را همان ستاره نامريى كه واقع ميان جدى و فرقدين است قرار داده است و من در حاشيه علّامه بر « محرّر » خود ديدهام اما وقتى از دايى پرسيدم فرمود قطب نزديك جدى است ، چنان كه اكثر اصحاب هم اين ستارهء كوچك را قطب نام نگذاشتهاند تنها در شرح ارشاد تأليف شيخ زين الدين [ شهيد اوّل ] ديدهام ( زبده ، ص ، 67 ) .