مورد ادّعا ، سازش و همآهنگى لازم را ندارد . زيرا آنچه در اين روايات منوط و مرهون بلوغ است ، جواز امر صبيان است ، و آن به معناى نفوذ خواستههاى كودكان و استقلال آنان ، در تصميمگيرى و انجام معاملات است . و اين مضمون منافاتى با صحّت انجام معاملات كودكان بدون هيچگونه استقلال ، زير نظر ولىّ شرعى ندارد .
2 - رواياتى كه دلالت بر رفع قلم از كودكان دارد كه صاحب الوسائل آنها را در باب 4 من ابواب مقدمة العبادات و در باب 36 من كتاب القصاص آورده است .
« مرفوع القلم » بودن كودكان را به معناى مسلوب الاعتبار و يا بىارزش بودن گفتههاى آنان تفسير و توجيه كردهاند ، ولى اين روايات علاوه بر ضعف سند ، يكى به خاطر محمد بن عبد اللّه الحضرمى و ديگرى ابا البخترى ، چنان كه قبلا اشاره شد لسان اين روايات ، لسان امتنان و تسهيل امور بندگان است . بنابراين بايد از دوش آنان ، بارى برداشته شود كه جنبهء احسان و إنعام نسبت به آنان داشته باشد . و آن تنها برداشتن مؤاخذه و عقوبت و يا به عبارت سالمتر برداشتن الزام از دوش اطفال است و اين مضمون هيچگونه اصطكاك و منافاتى با صحّت معاملات آنان ندارد . زيرا ممكن است معامله نقش شرعى خودش را ايفا كند و در عين حال نسبت به كودك هيچگونه الزامى متوجه نشود ، بلكه در صورت دسترسى به ولىّ شرعى ، الزام به تحويل و عمل به تعهّدات ، متوجّه ولى شرعى باشد و يا موكول به بالغ شدن كودك گردد ، چنان كه اگر به نحوى سبب جنابت در كودك محقق شد ، حدث جنابت در كودك تحقق مىيابد ، ولى پيش از بلوغ هيچ نوع الزامى به انجام غسل و رفع حدث مزبور نخواهد داشت .
3 - رواياتى كه دلالت بر مساوات و يكسان بودن اقوال و افعال عمدى كودكان با اقوال و افعال خالى از قصد و مقرون به غفلت است ، بنابراين اقوال صادره از كودكان نمىتواند نقش مطلوب را ايفا نمايد ، زيرا در الفاظ متداول در
مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 341
مساهمون: كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى
ص٣٤١