و انعامى چشمگير دربارهء شخص مرفوع القلم حاصل آيد ، و امتنان از ريشهء منّت است و آن به معناى انعام و احسان است و خيلى روشن است كه برداشتن اصل تكليف و تشريع از يك عدّه نوجوانهاى مميّز و مستعد و با نشاط كه آمادگى شايانى براى فعليّت بخشيدن به تمام استعدادهاى خدادادى خود را دارند ، نه تنها موجب امتنان نيست ، بلكه خلاف امتنان و موجب بخل و منع فيض از زمينههاى مستعدّ و مساعد است و آن خلاف رحمت رحيميّهء الهيّه است .
به عبارتى كوتاه ، حديث رفع القلم از كودكان مميّز ناظر برفع الزام است و در مورد مستحبّات و مكروهات الزامى وجود ندارد و سالبه منتفى به انتفاى موضوع است و امّا شمول اطلاقات و عمومات ادلّهء احكام الزاميّه مانند وجوب و حرمت نسبت به كودكان مميّز نيز جاى هيچگونه دغدغهء معقولى نيست و احتمال انصراف ادلّه به انسانهاى بالغ غير قابل اعتنا و از نوع انصرافات بدوى برخواسته از انس ذهن كه آن هم معلول غلبهء وجودى انسانهاى بالغ در مقايسه با انسانهاى غير بالغ است ، مىباشد و با توجه به حديث رفع القلم عن الصّبىّ كه با درنظر گرفتن امتنانى بودن آن ناظر به رفع الزام و يا عقوبتهاى ناشى از آن است و مقتضاى جمع عرفى بين عمومات و اطلاقات ادلّهء احكام الزامى ، و حديث مزبور كه متكفّل رفع الزام است ، حمل عمومات و اطلاقات ادلّه واجبات و محرّمات بر استحباب و كراهت در مورد اطفال مميّز است و در نتيجه آنچه بر انسانهاى بالغ حرام و يا واجب است ، بر مميّزان نابالغ مكروه و مستحبّ است .
بنابراين عبادات صبيان مميّز مشروع و مأمور به و از شبههء تمرينيّت و صورى بودن بر كنار و عند اللّه مثاب و مأجور خواهند بود و ابواب خير و سعادت به روى آنان مفتوح و در كاروان تكامل در كنار انسانهاى بالغ متناسب با استعداد خدادادى خويش پيش مىروند . « انا انزلنا
مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها . . . »
« 1 »
هامش
( 1 ) . سورة الرّعد ، آيهء 17 .