به معناى مرحلهاى كه به پيامبران حكم و علم داده مىشود مىباشد .
و در آيه اول و سوم اشد به مرحله رفع حجر از يتيم منطبق شده است .
و در آيه چهارم اشد بر زمانى منطبق شده است كه بچهها بتوانند به گنج و استخراج آن دست يابند .
و در آيه پنجم و هفتم و هشتم اشد به مرحله بعد از طفوليت اطلاق شده است .
بنابراين اشد به مراحل مختلف زندگى منطبق شده است .
مفسران نيز در معناى آن اختلاف نظر دارند شيخ طوسى آن را به معناى كمال عقلى دانسته است . « 1 »
برخى ديگر اشد را برسى سالگى منطبق دانستهاند . « 2 »
برخى ديگر آن را به هجده سالگى اطلاق كردهاند . « 3 »
برخى ديگر آن را به معناى احتلام دانستهاند . « 4 »
ولى شايد بتوان اين معانى گوناگون را به يك معناى جامع برگرداند كه شامل تمامى اين معانى باشد . مانند مرحلهاى كه قواى بدنى و فكرى انسان به كمال مىرسد .
علامه طباطبائى مىفرمايد : اين كلمه در تمامى مواردى كه در قرآن به كار رفته به مرحلهاى كه قواى بدن مستحكم مىگردد و از حالت كودكى بيرون مىشود اطلاق شده و غالبا زمان شروع آن هيجده سالگى است . « 5 »
با توجه به اين معنا از اشد ، آيه دلالت دارد بر اينكه شرط نفوذ تصرفات
هامش
( 1 ) . شيخ طوسى ، التبيان ، ج 7 ، ص 292 ، مكتب الاعلام الاسلامى .
( 2 ) . همان مدرك ، ج 4 ، ص 318 .
( 3 ) . همان مدرك .
( 4 ) . همان مدرك .
( 5 ) . الميزان ، ج 3 ، ص 91 و ج 11 ، ص 118 و ج 14 ، ص 344 و ج 16 ، ص 11 و ج 18 ، ص 201 .