احتمال دوم :
2 - تفسير دوم عبارتست از اينكه حتى به معناى غايت و اذا در ظرفيت به كار رفته و مغيى به حتى خارج از غايت مىباشد بنابراين معناى آيه عبارتست از لزوم آزمايش نابالغ تا هنگام بلوغ فقط و اما پس از بلوغ ايتام براى واگذارى اموال آنان آزمايش لازم نيست بلكه به محض رسيدن به حد بلوغ اگر رشد از آنها ديده شود اموالشان به خودشان داده مىشود پس آيه دلالت دارد بر اينكه شرط واگذارى اموال ايتام يكى از دو امر مىباشد يا بلوغ سنى و يا رشد .
از فقيهانى كه اين تفسير را پذيرفتهاند حضرت امام خمينى مىباشد . « 1 »
نقد
درستى اين تفسير بستگى دارد بر اينكه غايت مفهوم داشته باشد تا مفهوم آن عبارت باشد از اينكه اگر يتيم به حد بلوغ نرسد اموالش را به دو ندهيد .
و لكن چون در اصول ثابت شده غايت مفهوم ندارد پس اين تفسير صحيح نيست و بر فرض اينكه غايت مفهوم داشته است اين مطلب كه بلوغ سنى شرط مستقل باشد با مدلول آيه پيشين كه دلالت داشت بر اينكه سفه مانع واگذارى اموال ايتام بدانها است گرچه به حد بلوغ رسيده باشند .
احتمال سوم :
3 - تفسير سوم همان احتمال دوم است با اين تفاوت كه غايت خارج از مغيى نباشد بنابراين مدلول آيه عبارتست از اينكه نابالغان را آزمايش كنيد تا هنگام رسيدن به حد بلوغ در اين ظرف اگر از آنها رشد مشاهده كرديد
هامش
( 1 ) . كتاب البيع ، ج 2 ، ص 6 ، عبارت ايشان بدين قرار است : « و ثانيها ان تكون حتى للغاية بحيث تكون الغاية خارجة عن المغيى . . . و لازمه ان يكون الرشد قبل البلوغ موضوعا مستقلا لصحة معاملاته و البلوغ موضوعا مستقلا آخر و لو مع عدم الرشد » .