اموالشان را به آنها واگذاريد نتيجه اين مىشود كه آيه دلالت دارد بر شرطيت رشد فقط .
از فقيهانى كه اين تفسير را پذيرفتهاند محقق ايروانى مىباشد ايشان مىفرمايد : دور نيست كه ملاك در صحت معاملات صبى در اين آيه رشد باشد فقط ، بنابر اينكه جمله اخير يعنى
« فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً »
استدراك از جمله اول يعنى
« وَ ابْتَلُوا الْيَتامى حَتَّى إِذا بَلَغُوا »
باشد پس بلوغ موضوعيت ندارد بلكه از آن جهت معتبر شده كه علامت و طريق به تحقق رشد است . « 1 »
بنابراين تفسير آيه نه تنها بر شرطيت بلوغ سنى دلالت ندارد بلكه آيه دلالت بر شرطيت رشد نسبت به نفوذ تصرفات صبى دارد .
شاهد اين مدعى روايتى است از امام باقر ( ع ) در ذيل اين آيه كه دلالت مىكند به اينكه از شرايط دادن اموال به ايتام رشد است « فاذا آنس منه الرشد دفع اليه المال . » « 2 »
3 - آيه « وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ . »
« 3 »
و به مال يتيم جز به شيوهاى كه نيكوتر است نزديك نشويد تا به نيرو و بلوغ خود برسد .
برخى از مفسران اشدّ را به معناى بلوغ سنّى دانستهاند . « 4 » از اينرو آيه نهى از واگذارى اموال يتيم پيش از بلوغ سنى مىكند و در نتيجه شرطيت بلوغ سنّى در نفوذ معاملات نابالغان تمام است .
هامش
( 1 ) . محقق ايروانى ، حاشيه مكاسب ، ص 107 ، طبع رشديه ، طهران ، ايشان مىفرمايد : « لا يبعد استفادة ان المدار فى صحة معاملات الصبى على الرشد فى الآية . . . على ان تكون الجملة الاخيرة استدراكا عن صدر الايه و انه مع استيناس الرشد لا يتوقف فى دفع المال و لا ينتظر البلوغ و ان اعتبار البلوغ طريقى اعتبر امارة الى الرشد بلا موضوعية له .
( 2 ) . فيض كاشانى ، تفسير صافى ، ج 1 ، ص 423 .
( 3 ) . اسراء ، 34 .
( 4 ) . مجمع البيان ، ج 4 ، ص 374 .