مىباشد .
پس آيه نهى مىكند از دادن اموال به كمخردان و ناآگاهان كه عبارتند از كسانى كه رشد ندارند .
3 - علامه طبرسى مىفرمايد : آيه را بايد حمل كنيم بر معناى عام پس به سفيهى كه مالش را فاسد مىكند و يتيمى كه بالغ نشده و نيز يتيمى كه بالغ شده ولى رشد از او مشاهده نشده نبايد مال داده شود گرچه ايشان يتيم نابالغ را مصداق سفيه دانسته و لكن ملاك نهى را افساد و عدم رشد دانسته است . « 1 »
بنابراين آيه نهى مىكند از دادن اموال به يتيمانى كه به حد رشد نرسيدهاند و دلالتى بر شرطيت بلوغ سنى ندارد لااقل آيه از اين جهت مجمل مىباشد و دلالتى بر شرطيت بلوغ سنى ندارد .
2 - آيه « وَ ابْتَلُوا الْيَتامى حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ »
. « 2 »
و يتيمان را بيازمايد تا آنگاه كه به حد زناشويى برسند پس اگر از آنان رشدى ( خردمندى و حسن تدبير ) مشاهد كرديد مالهايشان را به خودشان بدهيد .
پيش از بررسى دلالت آيه بر مدعى و نقد آن توضيح دو نكته ضرورى است :
1 - دفع اموال كنايه از نفوذ تصرفات آنان از جمله صحت معاملاتشان مىباشد .
2 - گرچه موضوع آيه يتيم است و لكن بىگمان يتيم خصوصيتى ندارد و آيه شامل هر انسان نابالغ مىشود .
هامش
( 1 ) . علامه طبرسى ، مجمع البيان فى تفسير القرآن ، ج 3 ، ص 8 ، دار الاحياء التراث العربى بيروت .
( 2 ) . نساء / 6 .