تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
علامه طباطبائى مىفرمايد : سياق آيات قرينه است بر اينكه مراد از سفهاء يتيمانى مىباشند كه سرپرستى آنان بر عهده اوليا مىباشد . « 1 » پس از آيه استفاده مىگردد كه صبى محجور است زيرا خداوند اولياء را از دادن اموال بدانها نهى كرده است .

نقد

گرچه در روايت و اقوال مفسرين سفها به زنان و صبيان و يتيمان تطبيق شده و لكن از آن جهت اينان مصداق سفيه‌اند كه رشد كافى را در اداره امور خويش ندارند نه از آن جهت كه از نظر سنى به حد معينى كه شارع تعيين كرده ( در دختران نه سال كامل و در پسران پانزده سال كامل ) نرسيده‌اند . شاهد بر اين چند مطلب است از جمله : 1 - روايت على بن حمزه از امام صادق كه در پاسخ سؤال از تفسير آيه فرمود : مقصود يتيمان است كه نبايد اموالشان بدانها داده شود تا هنگامى كه به رشد آنها آگاه شويد . « 2 » ملاحظه مىشود كه امام يتيمى را كه به حد رشد نرسيده مصداق سفيه دانسته است . 2 - اهل لغت سفيه را به معناى جهل و نقص در عقل كه منطبق بر عدم رشد است معنا كرده‌اند بعنوان نمونه ابن اثير مىگويد : « السفيه : الجاهل » « 3 » سفيه به معناى جاهل است . فيومى مىگويد : « و السفه : نقص فى العقل » « 4 » سفيه كمى عقل و خرد
هامش
( 1 ) . علامه طباطبائى ، الميزان ، ج 4 ، ص 181 ، دار الكتب الاسلامية . ( 2 ) . نور الثقلين ، ج 1 ، ص 242 ، دار الكتب العلمية اسماعيليان . ( 3 ) . ابن اثير ، النهايه فى غريب الحديث و الاثر ، ج 2 ، ص 374 ، مؤسسه مطبوعاتى اسماعيليان . ( 4 ) . مصباح المنير فى غريب شرح الكبير ، ج 1 ، ص 380 .
مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 306 | كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى