تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
منفى و گاه ناگوار ، با همسران خويش بگونه‌اى رفتار كنند كه زنانشان بويژه اگر از رشد و تدبير كافى برخوردار نيستند نتوانند مسير زندگى را به سمت و سويى كه تنها خودشان مىپسندند بكشانند و نتيجه آن شود كه مردها همواره خود را در شرايطى ببينند كه چاره‌اى جز پيروى نداشته باشند . و به گفتهء برخى محققين دربارهء جملهء « شاوروهنّ و خالفوهنّ » كه در برخى از روايات آمده است : « مرد نبايد صرفا به سبب پيوند طبيعى و عاطفى كه او و همسرش را به يكديگر متصل كرده و بر عنصر غريزى موجود بين آن دو ، استوار است ، تسليم زن شود . طبعا ما مىدانيم كه چنين علاقه‌اى كه جنبه عاطفى و جنبه جنسى آن با يكديگر درهم آميخته است تأثيرات بزرگى بر شخصيت مرد به جاى مىگذارد و گاه او را چنان شيفته زن مىكند كه تسليم او شود ، به‌گونه‌اى كه زن به خاطر تسلط عاطفى و جنسىاش بر مرد نظر خود را بر او تحميل كند و در موارد بسيارى او را به موضع‌گيرى نادرست وادار سازد . اين همان چيزى است كه در دستگاههاى جاسوسى و اطلاعاتى هم مىبينيم كه براى دستيابى به اسرار نظامى ، زنانى را استخدام مىكنند تا بر اساس يك رابطه ويژه از سياستمداران و نظاميان بلندپايه اطلاعات به‌دست آورند . حديث منقول از پيامبر گرامى ، چنان كه ما مىفهميم تأكيد دارد بر اينكه مرد ، همسرش را به تسليم شدن در برابر او و پذيرش نظر او در همه امور ، عادت ندهد ، تا اين حالت زمينه تسلط همسرش را بر خود او فراهم نسازد و موجب سلب اراده‌اش نگردد . بنابراين معنى « شاوروهنّ و خالفوهنّ » اين است كه زنان را به مخالفت كردن با نظراتشان عادت دهيد . اين عادت دهى به مرد اين امكان را مىدهد تا در برابر خواست زن بايستد . چنان كه خود زن هم احساس مىكند كه شوهرش قدرت ايستادگى در برابر برخى از خواسته‌هايش را دارد . اين مطلب با سخن امام على عليه السّلام در حديثى كه به آن بزرگوار نسبت داده شده است همخوانى دارد كه « لا تطيعوهن بالمعروف كى لا يطمعن فى المنكر » . ايشان را در امر نيك