تجاوز كند اما اينكه اين حدّ چيست ، معين نشده است و خود عدم تعيين نشان دهندهء اين است كه خطاب به « شوهر » از آن جهت كه « شوهر » است و دربارهء « زن » از آن جهت كه « همسر » او است مىباشد اما اينكه در چارچوبى خاص و بر اساس احكام و مقرراتى معين و با حصول ساير شرايط ، آيا در « حد » زن مىباشد كه عهدهدار امر قضا شود يا نه ؟ نسبت به آن ساكت است . البته در چارچوب روابط زن و شوهر همانگونه كه از اين رهنمود و روايات متعدد ديگر استفاده مىشود نبايد مديريت كامل زندگى و همهء اختيارات آن را به زن سپرد ؛ به اين معنا كه زندگى و آسايش آن ، در بسيارى موارد دچار مشكل مىشود و چه بسا زمينهء انحراف و گناه و حداقل اختلافات خانوادگى را به وجود آورد و الّا روشن است كه مديريت مذكور از حقوق مرد است نه يك حكم تعبّدى ، و لذا گذشت از حق مزبور و سپردن امور به دست زن خودبهخود منعى ندارد بلكه در پارهاى موارد مىتواند مصلحت بيشترى را دربر داشته باشد . بهرحال متن بخش مورد نظر بر اساس نقل مرحوم كلينى خطاب به امام حسن عليه السّلام چنين است :
« عن عمرو بن أبى المقدام عن أبى جعفر عليه السّلام و عن عبد الرحمن بن كثير ، عن ابى عبد اللّه عليه السّلام قال فى رسالة أمير المؤمنين عليه السّلام الى الحسن عليه السّلام : لا تملّك المرأة من الأمر ما يجاوز نفسها فانّ ذلك أنعم لحالها و أرخى لبالها و أدوم لجمالها فانّ المرأة ريحانة و ليست بقهرمانة و لا تعد بكرامتها نفسها و اغضض بصرها بسترك و اكففها بحجابك و لا تطمعها ان تشفع لغيرها فيميل من شفعت له عليك معها و استبق من نفسك بقية فان امساكك عنهنّ و هنّ يرين انك ذو اقتدار خير من أن يرين حالك على انكسار . » « 118 »
و در نقل صدوق « قده » خطاب به محمد بن حنفيه چنين آمده است :
« و ان استطعت أن لا تملّك المرأة من أمرها ما جاوز نفسها فافعل فانّه ادوم
هامش
( 118 ) . كافى ، ج 5 ، ص 510 .