تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
خويش آورده است : « لا تطلعوا النساء على حال و لا تأمنوهنّ على مال ، و لا تثقوا بهنّ فى الفعال فانهنّ لا عهد لهنّ عند عهدهنّ و لا ورع لهنّ عند حاجتهنّ و لا دين لهنّ عند شهوتهنّ » . الحديث . « 109 » اين مرسله را هر چند كسانى چون مرحوم نراقى ، مورد استدلال قرار داده‌اند ولى علاوه بر اينكه سياق و فضاى جملات آن مربوط به مسائل خانواده و روابط زن و شوهر و سپردن كامل امور زندگى شخصى به زنانى كه حضرت عليه السّلام اوصاف آنان را برمىشمارد ، مىباشد ، هيچ فقيهى نمىتواند لوازم اطلاقهاى مذكور در آن را بپذيرد . چگونه مىتوان پذيرفت كه اطاعت زنان در هر حال ، و امين دانستن آنان بر هر مال ، حرام است ! و به قول استاد شهيد ، مرتضى مطهرى « قده » : « قسمت دوم كه مىگويد « و لا تأمنوهنّ على مال » بر خلاف ضرورت فقه است و قسمت اول هم « لا تطيعوهن على حال » مربوط به روابط خانوادگى است . » « 110 » علاوه بر اينكه جاى اين پرسش باقى است كه آيا زنان همواره چنين‌اند كه اين روايت شريف آنان را توصيف مىكند ؟ اگر چنين نيست بايد روايت را ناظر به جامعه‌اى شمرد كه نوع زنان آن مشمول اوصاف ياد شده مىباشند اما اينكه طبيعت زنان اين گونه باشد ، اين با اصول قطعى ديگر و موازين كلامى و انسان شناسى اسلامى هماهنگى ندارد . شناختى كه زرارة بن اعين مىگويد : « سئل أبو عبد اللّه عليه السّلام عن خلق حوّاء و قيل له : انّ اناسا عندنا يقولون : انّ اللّه عزّ و جلّ خلق حوّاء من ضلع آدم الأيسر الأقصى فقال : سبحان اللّه و تعالى عن ذلك علوّا كبيرا ، أيقول من يقول هذا : ان اللّه تبارك و تعالى لم يكن له من القدرة ما يخلق لآدم زوجة من غير ضلعه ؟ ! و يجعل للمتكلّم من أهل التشنيع سبيلا الى
هامش
( 109 ) . بحار الانوار ، ج 103 ، ص 253 . ( 110 ) . مجلهء پيام زن ، سال اول ، ش 10 ، ص 10 ، دى 1371 .