محقق اردبيلى ، در اين گونه موارد ، همراه و طرفدار نظريهء تعطيل نيست ، مثلا دربارهء سهم مؤلفة قلوبهم و العاملين عليها مىگويد :
« برخى با اين استدلال كه « عامل » و كارگزار ، دستيار امام براى جمعآورى زكات است ، لذا با غيبت حضرت ، چنين سمتى وجود نخواهد داشت ، به سقوط سهم عاملين نظر دادهاند . و همينطور دربارهء مؤلفة قلوبهم . در حالى كه چنين سخنى مورد تأمل و اشكال است ، زيرا ممكن است در غيبت نيز به اين دو گروه نياز بوده و حاكم اسلامى بدانها احتياج داشته باشد » . « 1 »
همچنين دربارهء ارث امام از ولد ملاعنه ، اين احتمال را مطرح مىسازد كه روايت اشاره به بيت المال داشته باشد ، يعنى جنايت چنين شخصى از بيت المال پرداخته مىشود و لذا حضور امام معصوم در آن دخالتى ندارد . « 2 »
در مسأله استحباب مرابطه و مرزبانى نيز مقدس تصريح مىكند كه اين حكم اختصاصى به زمان حضور امام معصوم ندارد . « 3 »
در عين حال ، اردبيلى در موارد متعددى از اينكه صريحا فتوا به « تعميم » دهد و زمان غيبت و حضور را يكسان بداند ، ابا دارد و اظهارنظر را مشكل تلقى مىكند . سرّ مطلب آن است كه از يكسو بر مبناى خود عموم نيابت را پذيرفته است ، ولى از سوى ديگر ، در اين موارد ، فتوا و نظر اصحاب را با خود نمىبيند و در اثر سكوت و عدم تعرض فقهاى ديگر ، با ترديد از مسأله عبور مىكند و يا اصلا مسأله را تنها در دائرهء حضور مطرح نموده و ذكرى از غيبت به بيان نمىآورد .
مقدس از اينكه فقهاى گذشته پيرامون چنين مسائلى كمتر به بحث پرداخته و تكليف اينگونه از مسائل را روشن نساختهاند گلايه دارد ، او در بحث جزيه و مصرف آن مىگويد :
هامش
( 1 ) . مجمع الفائدة و البرهان ، 4 / 201 و نگاه كنيد به 11 / 470 .
( 2 ) . مجمع الفائدة و البرهان ، 11 / 516
( 3 ) . مجمع الفائدة و البرهان 7 / 449