تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
مقدس اردبيلى در مورد برخى از احكام ، با توجه به مصلحت آشكار حكم و نيازى كه بدان وجود دارد ، بدون ترديد ، تعميم آن را در عصر غيبت مىپذيرد ، مثلا همانگونه كه در دستگاه حكومت امام عليه السّلام ، « قاسم » وجود دارد ، پس از آن نيز با توجه به نيازهايى كه در حكومت وجود دارد ، بودن چنين مردى مستحب است . « 1 » ولى اگر حكم خلاف قاعده باشد ، هر چند از طرف امام عليه السّلام به اجرا درآمده باشد ، و نسبت به « احتمال اختصاص به امام » نمىتوان صرف‌نظر نموده و آن را براى هر حاكمى جايز شمرد . « 2 » در موارد زير ، اردبيلى ، تنها از حكم مسأله در عصر حضور سخن به ميان آورده است : 1 - امام عليه السّلام مىتواند به زيارت پيامبر اجبار كند در صورتى كه بدون عذر ، مردم آن را ترك كرده باشند . « 3 » به كار بردن تعبير امام عليه السّلام در اين فتوا ، در حالى است كه در روايت مربوط به آن ( صحيحه حفص بخترى ) تعبير « والى » به كار رفته است : « . . . و لو تركوا زيارة النبى ( ص ) لكان على الوالى ان يجبرهم على ذلك » . در اينجا مرحوم مقدس اردبيلى ، تعبير عام روايت « والى » را به تعبير خاص « امام عليه السّلام » در فتواى خود تغيير داده است . 2 - در حالى كه علامه « باغى » را به هر كس كه بر « امام عادل » خروج كند ، تفسير نموده ، اردبيلى در شرح خود مىگويد : « منظور از امام عادل ( معصوم عليه السّلام ) است . » « 4 »
هامش
( 1 ) . مجمع الفائدة و البرهان 10 / 216 . ( 2 ) . نگاه كنيد به مجمع الفائدة و البرهان 11 / 549 و 13 / 84 و 85 و زبدة البيان 678 . ( 3 ) . مجمع الفائدة و البرهان 7 / 426 . ( 4 ) . مجمع الفائدة و البرهان 7 / 524 و نگاه كنيد به 8 / 24 متن علامه : « و الولاية من قبل العادل » ، شرح اردبيلى : « اى لا بأس بقبول الولايه من قبل الامام عليه السلام و ذلك ظاهر » . احتمالا منشأ اين تفسير آن است كه اردبيلى « باغى » را كافر و مرتد مىداند ، زيرا منكر ضرورى دين بوده و مودّت امام عليه السّلام را انكار مىكند . از اين‌رو بناچار بايد بغى به خروج بر معصوم تفسير شود ، چون خروج بر حاكم اسلامى - اگر معصوم نباشد - موجب كفر نيست .