خوانندهء تازهكار كمتر به استنتاج روشنى برسد ، و چهبسا در لابلاى احتمالات و اعتراضات ، راه بجايى نبرد . و بطور كلى در بسيارى از موارد ، بهنظر قطعى محقق نمىتوان رسيد و تنها در حدّ ظن و گمان ، ديدگاه و نظريهاى را به او مىتوان نسبت داد . اردبيلى خود تصريح دارد كه معمولا مسائل را همراه « شبهات » مىيابد :
« فانى ما افهم مسألة خالية من شىء من الشبهات الا قليلة من الكثيرات . » « 1 »
با توجه به دو نكتهء فوق ، براى درك ديدگاههاى مقدس دربارهء دولت عدل در دورهء غيبت ، با عنايت به اين سؤالات ، در بحثهاى فقهى او ، به سير و تفحص بايد پرداخت :
1 - دولت اسلامى ، در عصر غيبت تعطيلپذير است ؟ و نسبت به تشكيل آنچه وظيفهاى وجود دارد ؟
2 - رهبرى و ادارهء جامعه اسلامى ، بر عهدهء چه كسى است ؟
3 - رهبرى و ولايت در عصر غيبت ، چه ماهيتى دارد ؟ « نيابت از ولى معصوم » يا « وكالت از مردم » ؟
4 - ولايت حاكم اسلامى ، بر چه ادلّهاى استوار مىباشد ؟
5 - سند و دلالت رواياتى مانند رواية عمر بن حنظله و ابى خديجه دربارهء ولايت فقيه ، به چه ميزان قابل اطمينان و استدلال است ؟
6 - ولايت فقيه ، تا چه حدّ در ميان فقها مورد قبول بوده است ؟
7 - رئيس دولت اسلامى - فقيه عادل - چه اختياراتى دارد ؟
8 - كداميك از احكام اسلامى در دوران غيبت تعطيل ، و از شمول اختيارات و مسؤليتهاى حاكم اسلامى خارج است ؟
هامش
( 1 ) . مجمع الفائدة و البرهان ، ج 2 ، ص 364 .