فصل دوم : ارزيابى اردبيلى از دولت حق
دستيابى به ديدگاه جامعى از محقق اردبيلى پيرامون « دولت حق در عصر غيبت » كار چندان ساده و آسانى نيست ، و حداقّل دو مانع ، در راه رسيدن به اين مقصود وجود دارد :
الف ) اردبيلى ، بحث مستقل ، گسترده و هماهنگى در اين باره ارائه نكرده است و مباحث گوناگون اين موضوع را به صورت منظم و منسجم مطرح نساخته است . از اينرو براى تدوين ديدگاههاى او بايد پس از گردآورى مجموعهء نظرياتش كه به صورت پراكنده در لابلاى مسائل فقهى مطرح كرده ، به سامان دادن و ترتيب آنها پرداخته ، و درصدد يافتن شكل منطقى و روشنى از مسأله حكومت اسلامى در تفكر او برآييم .
ب ) كاوشها و پژوهشهاى علمى اردبيلى ، بيش از آنكه بر صراحت و جزميّت استوار باشد و نتيجهء آن به شكل « فتواى قطعى » و « نظر حتمى » او شناخته شود ، با مطرح شدن وجوه و احتمالات مختلف ، و تعرض به شبهات و ايراداتى كه مىتواند طرح شود ، همراه است . اين شيوه در بحثهاى علمى ، هر چند در شوراندن ذهن و فعال كردن آن براى يافتن راهحلهاى جديد و پيمودن راههاى نو مفيد است و بالمآل افقهاى تازهاى بر انديشهء بشر مىگشايد ، ولى باعث مىشود كه