تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
الاعوجاج » نام نهاده و رسالهء « السراج الوهاج لدفع عجاج قاطعة اللجاج فى حل الخراج » را در سال 924 هجرى در نقد آن نوشت . در اين مباحثه علمى ، اردبيلى جانب قطيفى را گرفت و علاوه بر بحثهاى شرح ارشاد خود ، دو رسالهء جداگانه در اين باره نگاشت . ولى از سوى طرفداران نظريهء كركى ، مورد اعتراض قرار گرفته ، و از آن جمله « شيخ ماجد شيبانى » نقدى بر رسالهء اردبيلى منتشر ساخت . معارضه قطيفى و كركى ، هر چند در قالب بحثهاى علمى و مناقشات فقهى مطرح مىشد ، ولى ديدگاههاى فقهى آن دو ، به دوگونه سياست و موضع‌گيرى دربارهء سلاطين صفوى ، منجر مىشد . با تأسيس دولت صفوى و روى كار آمدن شاه اسماعيل ، علماء جبل عامل براى همكارى با او به سوى ايران حركت نموده و مانند محقق كركى ، از سوى شاه لقب « شيخ الاسلام » يافتند و به پشتوانه حمايت سلطان و كمكهاى مالى او ، رسيدگى به امور دينى مردم نمودند . ولى عده‌اى از علما هم مانند قطيفى ، در جبههء مقابل قرار داشتند و نزديكى به سلطان را گناه مىدانستند و از اينكه كركى هديهء سلطان جائر را مىپذيرد ، به عنوان گناه ياد مىكردند و خود از آن كناره‌گيرى داشتند . قطيفى چون هداياى شاه طهماسب را نپذيرفت ، مورد اعتراض كركى قرار گرفت : « كه مگر شاه از معاويه پست‌تر ، و تو از حضرت مجتبى برترى ! ؟ در حالى كه امام مجتبى هداياى معاويه را مىپذيرفت ! » برخى دانشمندان بعد ، اين مقايسه را مغالطه‌آميز دانسته‌اند زيرا « اگر امام مجتبى عليه السّلام هداياى معاويه را مىپذيرد ، در حقيقت اموال و حقوق خود را استنقاذ نموده و از چنگال معاويه بيرون مىآورد كه دنيا و مافيها از آن امام عليه السّلام است . به علاوه كه امام عليه السّلام در شرايط سخت ضرورت و تقيّه قرار داشت تا آنجا كه براى حفظ جان خود و شيعيان ، ناچار به پذيرفتن صلح شده بود ، از اين‌رو