خود را انجام دهند ، نه آنكه در طلب رياست و دنيا باشند . و يا اين روايات مربوط به كسانى است كه « مجبور به همكارى با دولتهاى جائر باشند و در اثر ضرورت و تقيّه به آن تن دهند ، نه كسانى كه داوطلب » همكارى با آنها شوند و براى دنياطلبى ، بدان رو آورده ، و در ضمن ، گاهگاهى هم گره از كار مسلمانى باز كنند . « 1 »
اردبيلى به صراحت ، ارتباط با حكمرانان را « ويرانگر دين » معرفى مىكند . « 2 »
ارتباط اقتصادى
مسلمانان در روابط مالى و اقتصادى با دولتهاى جائر ، چه وظيفهاى دارند ؟ و به خصوص دربارهء پرداخت ماليات اراضى ( خراج ) و مالياتهاى ديگر از قبيل زكات ، چگونه بايد عمل كنند ؟
در اين باره ، پاسخهاى گوناگونى در فقه شيعه ديده مىشود و محقق اردبيلى از نظريهء خاصى كه در مقابل ديدگاه معروف فقهاء مذهب قرار دارد ، حمايت مىكند . ديدگاه غالب در فقه شيعه اين است كه مسلمانان مىتوانند اين مالياتها را به دولتهاى جائر بپردازند و اين گونه همكارى نه تنها برايشان حرمتى ندارد ، بلكه بدين وسيله دين خود را ادا كردهاند ، همچنين دريافت اين اموال از دست حاكمان ستمگر - به عنوان معامله يا بخشش - منع و حرمتى ندارد .
دليل اين اباحه و جواز آن است كه : زندگى بدون بهرهبردارى از منابع طبيعى مانند اراضى ، و نيز بدون فعاليتهاى اقتصادى از قبيل كشاورزى و دامدارى امكانپذير نيست . و در حالى كه معمولا دولتهاى جائر و ستمگر زمام امور جامعه
هامش
( 1 ) . مجمع الفائدة و البرهان ، 8 / 71 و 72
( 2 ) . زبدة البيان 400 .