وى سپس در تأييد اينكه مقصود از
« الَّذِينَ ظَلَمُوا »
همان « حكام جورند » ، رواياتى نيز نقل مىكند . همچنين در « آيات الاحكام » خود ، اين آيه را مربوط به همكارى با « حاكمان ستمگر » مىداند . « 1 »
2 - برداشت كلى اردبيلى از روايات اين است كه هرگونه ميل و گرايش به حكّام ظالم ، حرام نيست ، بلكه اگر حاكم جورى - با هر عقيده و مذهب - بخاطر آنكه حريم ايمان جامعه را پاس مىدارد و در برابر دشمنان اسلام و مسلمين سدّ مستحكمى است ، مورد توجه و علاقه قرار گيرد ، نه تنها اشكالى ندارد ، بلكه در جهت حيات اسلام ، ارزشمند است . « 2 »
پس از مقدس ، اين نكته ، بر آثار فقهى ديگر ، به خوبى منتقل شده ، « 3 » و در بحثهاى استدلالى مورد توجه قرار گرفته است ، چه اينكه از اين نكته ، به عنوان يك مبنا در بررسى شيوهء برخورد عدهاى از علماء با حكومتهاى جائر نبايد غفلت كرد ، زيرا در انتخاب سياستها و موضعگيريها ، تأثير مستقيم داشته است .
3 - از نظر اردبيلى ، عنوان « حاكم جور » شامل هر « حكمران ستمگرى » با صرف نظر از عقيده و مذهبش مىشود . لذا ادلّهاى كه در مذّمت اين افراد ، نهى از همكارى با آنها و عدم قبول ولايت از طرفشان وجود دارد ، اختصاصى به « حكام غير شيعه » ندارد و زمامداران ستمگر شيعه مذهب را هم دربر مىگيرد . آيه قرآن نيز بر « عموم » دلالت مىكند .
از اين نظر ديدگاه اردبيلى در مقابل فقهايى است كه روايات فراوان نهى از همكارى با ظلمه را به عنوان قضيّه خارجيه تلقى نموده و به « ستمگران عصر صدور روايات » مختص دانستهاند . « 4 » و يا اين نصوص متضافره را به « سلاطين
هامش
( 1 ) . زبدة البيان ، 398 .
( 2 ) . مجمع الفائدة و البرهان ، 8 / 68 و 69 .
( 3 ) . مفتاح الكرامه ، 4 / 61 .
( 4 ) . همان : « يظهر من الاخبار إرادة من كان من الظلمة فى ايام صدورها » .