و يا به جهت تقيّه بوده و در شرايط اضطرارى قرار داشتهاند . » « 1 »
البته شعاع « حرمت همكارى با ظلمه » از نظر همه فقها يكسان نبوده است ، برخى مانند علامهء بحر العلوم به « حرمت ذاتى قبول ولايت » از سوى آنان تمايل داشته ، و بهر شكلى آن را محكوم مىدانستند . « 2 » و برخى ديگر مانند شاگردش سيد جواد عاملى ، به اقتضاء سيره ، و براى رفع مشكلات شيعيان ، همكارى در محدودهء « امور مباح » را جائز مىشمردند . « 3 » و برخى هم مانند شهيد ثانى ، حكم مسأله را به حسب مورد ، دائرمدار « تشخيص مصلحت اهمّ » دانسته و معتقد بودند اگر مشاركت براى احقاق حق و امر به معروف و نهى از منكر صورت گيرد ، چنين مصلحتى مىتواند به عنوان مصلحت اهم ، تلقى شود . « 4 »
محقق اردبيلى ، در اين بحث به صورت مبسوط و گسترده وارد نشده و ابعاد گوناگون آن را مورد كنكاش كامل قرار نداده است . ولى در عين حال ، ديدگاه او را به اختصار اين گونه مىتوان بازگو كرد :
1 - بر اساس مدارك قطعى از كتاب ، سنّت ، عقل و اجماع ، همكارى با ستمگران در كارهاى نارواى آنها ، حرام است ، مقدس ، علاوه بر روايات ، به اين آيهء شريفه هم استناد مىجويد كه :
« وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ »
« 5 » .
و چنين استدلال مىكند : « اگر « اندك ميلى » به ستمگران - ركون - موجب عذاب جهنّم بوده و به اين دليل « گناه كبيره » باشد ، پس « همكارى » با آنان ، مسلما گرفتارى جهنم را بدنبال خواهد داشت » . « 6 »
هامش
( 1 ) . مفتاح الكرامه ، ج 4 ، ص 61 .
( 2 ) . جواهر الكلام ، 22 / 159 به نقل مصابيح علامه .
( 3 ) . مفتاح الكرامه 4 / 61
( 4 ) . مكاسب ( 3 جلدى ) 1 / 170
( 5 ) . سورهء هود ، آيهء 113 .
( 6 ) . مجمع الفائدة و البرهان ، 8 / 64 .