مقدمه :
بدون شك مقدس اردبيلى در تاريخ پربار فقه شيعه ، داراى سهمى وافر و نقشى تعيين كننده است . از اينرو ، پس از گذشت بيش از چهار قرن ، هنوز هم تأملها و تحقيقات او در مسائل فقهى ، مورد توجه فقيهان قرار داشته و بخصوص شرح ارشاد او پيوسته به عنوان مخزن گرانبهايى كه نكتههاى بديع فراوانى در خود جاى داده ، شناخته مىشود .
در اين مقاله ، به ترسيم و بررسى ديدگاه اين محقق بزرگ پيرامون مسأله حكومت در عصر غيبت پرداخته شده است . و البته توجه عالمانه به اين موضوع ، علاوه بر اينكه روشنگر بخش وسيعى از تفكر فقهى مقدس است ، از جهات گوناگون داراى اهميت است :
1 - شناخت تطوّرات فقه سياسى شيعه و بررسى روند انديشههاى گوناگونى كه در اين زمينه عرضه شده است .
2 - شناخت جو حاكم بر فقه قرن دهم هجرى ، براى پى بردن به جايگاه انديشهء ولايت فقيه در آن دوران .
3 - شناخت مبناى عملكرد و سياست فقيهانى مانند اردبيلى در برخورد با دولت صفويه .
پرواضح است كه « حكومت در عصر غيبت » پس از وى نيز به عنوان يك موضوع زنده در فقه مطرح بوده و از سوى فقها مورد كنكاش قرار داشته است