عدم لزوم قواعد تجويدى
1 - در اينكه « آيا رعايت قواعد تجويدى در قرائت نماز واجب يا مستحب است يا نه ؟ » مىفرمايد :
« اما باقى صفات الحروف من الترقيق و التفخيم و الغنّه و الاظهار و الاخفاء ، فالظاهر عدم الوجوب بل الاستحباب لعدم الدليل شرعا و صدق القرآن لغة و عرفا و ان كان عند القراء واجبا ما لم يؤد الى زيادة حرف و تفصانها و عدم اخراج الحروف عن مخرجه و مدّ و تشديد و مع ذلك ينبغى رعاية ذلك كله و الاحتياط التام . » « 1 »
از نظر ايشان همين كه قرائت به گونهاى بود كه در لغت و عرف « قرآن » بر او صدق كند ، كافى است معذلك در پايان رعايت احتياط را لازم دانستهاند .
ايشان كه از وسوسههاى بىمورد مردم و گاهى علماء در نماز بويژه « قرائت » آگاه بوده ، تمام سعىاش اينستكه حدود واجبات و مستحبات را مشخص كند و احتياط را در مرحلهء نهايى - آن هم نه به عنوان احتياط واجب - توصيه نمايد .
افقه مقدم است
2 - در تعارض ميان امام جماعتى كه قرائتش بهتر است و امام جماعتى كه از نظر فقهى قويتر است ، دومى را مقدم مىدارد و ملاك تقدم را « فقاهت » مىداند نه « قرائت . » « 2 »
اين در حالى است كه صاحب جواهر تقدم « اقرأ » را مشهور بين اصحاب مىداند ، بلكه مسألهاى كه از زمان صدوق و پدرش اتفاقى است . « 3 » با اين وجود
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 219 .
( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 253 .
( 3 ) . جواهر ، ج 13 ، ص 357 .