همين چند جمله كافى است تا افق فكرى فقيه روشنبين ما را نمايان سازد . او تحصيل علوم را به شرط آنكه از روى اخلاص باشد از عمدهترين راههاى تقرّب به خدا مىداند ، چنانچه عبادات و برآورده ساختن حاجات مؤمنين را و در عين حال تارك اين امور را هر چند از شبهات بپرهيزد و مباحات را ترك نمايد ، « اتقى » نمىشمارد . بيان چنين ديدگاه روشن ؛ در واقع برخورد با هر نوع انحرافى در ابعاد معنوى دين است كه متأسفانه در زمانهاى مختلف وجود داشته است و او خود به وجود اين انحراف كه به صورت « وسواس » در ميان مردم و حتى اهل علم ظهور مىكند ، اشاراتى دارد و در مباحث آينده خواهد آمد .
عدالت و مروّت
4 - محقق اردبيلى تعريف عدالت را به « ملكهء راسخهء در نفس كه انسان را به ملازمت بر تقوا برانگيزد ، بهطورى كه كبائر را ترك و اصرار بر صغائر نداشته باشد » نمىپذيرد . گرچه آن را مناسب معناى لغوى عدالت مىداند ولى شاهدى از ادلّه براى آن نمىيابد . تنها معيارى كه از روايات بر عدالت مىيابد ، « اجتناب از كبائر ، اطمينان قلبى و آرامش » است .
همچنين سخن عدهاى را كه « مروّت » را در معناى عدالت دخيل دانستهاند ، فاقد دليل شمرده و در قبول شهادت شاهد لزوم آن را معتبر نمىداند و تنها معيار قبول شهادت شاهد را « عدالت ، فاسق و متهم نبودن » اعلام مىكند .
سپس تعاريفى را كه از مروّت شده ، نقل كرده و مثالهاى فراوانى بر آن ذكر مىكند و در پايان نكتهاى مهم و مفيد را يادآور مىشود و مىفرمايد :
« اگر كارى را براى شكستن انانيت خود و مبارزه با هواهاى نفسانى