فقهاست . كه برخى ، از سوى فقهاى بعد از او دنبال شده و برخى مردود شمرده شده است .
مناقشات سندى در احاديث
از ويژگيهاى ديگر اردبيلى دقت نظر و تحقيقات و مناقشات رجالى او در اسناد روايات است . روشى كه قبل از او كمتر به چشم مىخورد . او با بحث در رجال احاديث و رواياتى كه مورد قبول فقهاى قبل از خود بوده ، در مواردى روايت را كنار نهاده و از عمل به آنها خوددارى كرده است و شايد انتقاد شديد جواهر در برخى از مواضع و « مخلّ بودن طريقهء » او را مؤيد سخن خويش قرار داده ، ناشى از همين دقتهاى موشكافانه در دلالت روايات و ايراد اشكالهاى سندى و تأمل در برخى از مسائل پذيرفته شده در فقه همچون تخصيص كتاب با يك خبر واحد و امثال آن باشد . البته اين مطلب خود فصل جداگانهاى مىطلبد تا شواهد آن در كلام اردبيلى ارائه شود .
ج : روشنبينى و واقعنگرى
« روشنبينى » از خصوصيات ديگرى كه در اين فقيه برجسته و آراء و نظرات او به چشم مىخورد . ديدگاه او نسبت به شريعت و هدف شارع مقدس در جهت هدايت انسانها سبب گرديده تا با روشنبينى خاصى در مباحث وارد شود ، چنانچه قدس و تقواى او موجب نشده تا با « احتياط » هاى فراوان مردم را دچار زحمت نمايد و يا خود به « انزوا » و يا « تحجر » مبتلا گردد ، بلكه با ديد جامع نسبت به دين ، مباحث فقهى را با عنايت به واقعيتهاى اجتماعى و مسائل مبتلا به مردم و جامعه طرح نموده است . بخشى از آراء و نظرات او را يادآور شديم ، اينك نمونههاى ديگرى را كه مىتواند نشانگر اين بعد از شخصيت و انديشهء او باشد ، ارائه مىكنيم .