« و الغناء معين على ذلك و انه متعارف دائما فى بلاد المسلمين فى زمن المشايخ الى زماننا هذا من غير نكير و هو يدلّ على الجواز . » « 1 »
امام خمينى بر اين شاهد خرده گرفته و مىفرمايند :
تمسك يا بايد به سيرهء مشايخ مبنى بر گوش دادن به غنا و منع و انكار نكردن آن باشد كه با وجود اين همه اختلاف در اجتهاد نمىتواند حجت باشد بعلاوه كه اساسا چنين سيرهاى در كار نبوده بلكه بعضى از فقهاء آن را منع كرده و از مجالس مرثيهخوانى كه توأم با غنا بوده ، برمىخواستند يا به واسطهء اتصال سيرهء مشايخ به زمان معصومين عليهم السّلام باشد كه آن هم ممنوع است زيرا در مجالس مرثيهخوانى قبل از عهد صفويه چنين چيزهايى مرسوم نبوده است ولى در عصر ائمه و پس از آن تا مدت زيادى بدون ترديد چنين مجالسى متعارف نبوده است چه رسد به مرثيهخوانى توأم با غنا در برابر ديدگان معصومين عليهم السّلام ، پس نمىتوان عدم انكار چنين روشى را از ناحيه آنان اثبات كرد .
همچنانكه سخن اردبيلى را كه « تحريم غنا را به خاطر طربانگيز بودن آن دانسته و چون در مراثى طرب و شادى وجود ندارد ، بلكه جز حزن و اندوه به همراه ندارد » مورد نقد قرار داده و مىفرمايند :
« چون طبيعت غنا عبارت است از صوت مطرب و ادله نيز مطلق مىباشند ، لذا تحريم غنا بخاطر طربانگيز بودن آن نيست و اين نكته گذشت كه موادّ دخالتى در حرمت غنا و موضوع آن ندارد . . . » « 2 »
محقق اردبيلى پس از ذكر مؤيداتى بر مختار خويش ، در انتها مىنويسند :
« و بالجملة عدم ظهور دليل التحريم و الاصل و ادلة جواز النياحة
هامش
( 1 ) . مجمع الفائدة ، ج 8 ، ص 60 .
( 2 ) . المكاسب المحرمة ، ج 1 ، ص 202 .