باشد ، متفقند . « 1 »
بحث غنا لااقل در شناخت ماهيت آن و نيز آنچه در شرع موضوع حكم واقع شده ، مورد اختلاف است .
حضرت امام خمينى كه ابواب جديدى را در ابواب مختلف فقه گشوده ، در اين بحث ضمن تحسين مرحوم شيخ محمد رضا اصفهانى كه غنا را به « صوت الانسان الذى من شأنه ايجاد الطرب بتناسبه لمتعارف الناس و الطرب هو الخفة الّتى تعترى الانسان فتكاد ان تذهب بالعقل و النقل فعل المسكر لمتعارف الناس ايضا » تعريف نموده و ايراد اشكالاتى براين تعريف ، خود تعريف كاملترى ارائه نموده و مىفرمايد :
« انه صوت الانسان الذى له رقّة و حسن ذاتى و لو فى الجملة و له شأنية ايجاد الطرب بتناسبه لمتعارف الناس » .
لذا غنا را بر خلاف نظر محقق اردبيلى ، متقوم به مدّ و ترجيع نمىداند چه بسا كه صدايى عارى از اين دو خصوصيت باشد و در عين حال غنا را بر آن اطلاق شود و محكوم به حرمت باشد . « 2 »
اردبيلى سپس مستثنيات حرمت غنا را برشمرده و در انتها مىفرمايد :
شايد دليل همه مستثنيات اين نكته باشد كه آنچه بواسطه اجماع ثابت شد ، غير از اين موارد است ، روايات هم كه صحيح و صريح در تحريم نيستند و اصل هم جواز است ، بنابر اين آنچه حرمتش بوسيله دليل ثابت شده ، حرام و بقيه بر جواز خود باقى است .
آنگاه به عنوان مؤيد مطلوبيت و مرغوبيت گريه ، ثوابهاى فراوان آن را ياد آور مىشود و مىگويد :
هامش
( 1 ) . جواهر ، ج 22 ، ص 45 .
( 2 ) . المكاسب المحرمة ، امام خمينى ، ج 1 ، ص 198 تا 202 .