كه آدمى به مسجدى جز مساجد سهگانه مزبور سفر نكند و گرنه چرا مسلمانان اين همه در مورد نمازگزاردن مثلا در مسجد قبا - با وجودى كه از راههاى دور آمده بودند - اصرار داشتند يا حاجيان و معتمران به زيارت مساجد مدينه و مكه و نمازگزاردن در آنها ، پاى مىفشردند ؟ !
بنابراين معناى حديث مزبور بيشتر مصروف به بيان فضيلت مساجد سهگانه بر ديگر مساجد است و هرگز به مفهوم نفى سفر براى زيارت مساجد ديگر و نمازگذاردن در آنها نيست و هركدام درجه و مرتبهاى نزد خدا دارند .
و در مورد حديث دوم يعنى اين فرمودهء آن حضرت ( ص ) در روايت ابوداود : « 1 » « قبرم را جاى عيد خود قرار ندهيد » آنچه علماى منصف از آن برداشت كردهاند آناست كه نبايد قبر پيامبرخدا ( ص ) را همچون عيد ، جاى آراستن و مشغول شدن به لهو و طرب - كارى كه در اعياد انجام مىشود - سازيد يعنى كه جز براى دعا و زيارت نبايد عازم قبور شد . اين سخن ابن حجر ( رض ) است و مىافزايد : همچنين از اين حديث چنين برداشت مىشود كه نبايد براى زيارت [ قبور ] ، روز مخصوصى - همچون اعياد را كه در روزهاى مخصوصى است - درنظر گيريد و قبور را تنها در آن روز زيارت كنيد . « 2 »
همچنانكه از اين حديث مىتوان نكوهش بىادبى در آرامگاهها و پاىبندى به ادب به صورت انجام دعا و تأسى به اعمال صالحان آرميده در خاك را برداشت كرد .
و در مورد حديث شريف نبوى كه مىفرمايد : « خشم خداوند بر گروهى شدّت يافت كه قبر پيامبرانشان را به صورت مسجد درآوردند » « 3 » برخى معترضان اين حديث را بهانهاى براى منع زيارت قبور ساختهاند و مدعيند كه از نظر آنها علت منع ، پاسدارى از
هامش
( 1 ) - سنن ابوداود 2 : 218 ، كتاب المناسك باب : زيارة القبور حديث 2042 . اين حديث را المتقى الهندى در الكنز 1 : 498 حديث 2199 آورده و آنرا به الحكيم نسبت داده است .
( 2 ) - الجوهر المنظم ( ابن حجر ) ؛ حديث را السهمودى در وفاء الوفا 2 : 612 آورده است .
( 3 ) - حديث را ابن شيبة در المصنف 8 : 325 و ابن عبدالبر در التمهيد 5 : 41 و 43 هر دو به نقل از ابوسعيد الخدرى روايت كردهاند .