تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
- تو مطمئنا در روز قيامت اين سخن را مىشنوى كه صدايت مىزند : بفرما بفرما وارد بهشت برين شو . - واى بر تو كه از فرط بدبختى با آنان دشمنى مىورزى ، اندكى به‌خود آى كه تو در آتش دوزخى . و ازجمله اينكه : فرزندان فاطمه دختر رسول خدا ( ص ) را فرزندان آن حضرت ( ص ) مىنامند . اين ويژگى تنها منحصر به فرزندان دخترش فاطمه ( س ) است و شامل فرزندان ديگر دخترانش نمىگردد . فرزندان فاطمه نيز عبارتند از : [ امام ] حسن و [ امام ] حسين و محسن و زينب و ام كلثوم . اينان داراى چنين خصوصيتى هستند ؛ فرزندان اولاد پسر [ حضرت ] فاطمه ( س ) نيز چنين‌اند زيرا اولاد دختر به پدرانشان منسوب مىگردند . ديگر اينكه مهدى صاحب‌الزمان نيز از نسل اهل بيت است . آنچه مقام و جايگاه اهل بيت و به‌ويژه [ امام ] حسن و [ امام ] حسين را نشان مىدهد ، گفت وگويى است كه ميان الحجاج و الشعبى ، پيرامون فرزندان حسن و حسين و نسبت ايشان به پيامبرخدا ( ص ) صورت گرفته است . الشعبى از دوستداران اهل بيت ( ع ) بود و براين عقيده بود كه آن‌ها از نسل پيامبر ( ص ) به‌شمار مىروند . روزى حجّاج او را به مجلس خود فراخواند ؛ در آن مجلس علماى كوفه و بصره گرد آمده بودند . وقتى الشعبى وارد شد ، حجاج استقبال خوبى از وى نكرد و زمانى كه نشست حجاج از او پرسيد : اى شعبى ! مطلبى شنيده‌ام كه نشان از نادانى تو دارد ! الشعبى گفت : و آن چيست اى امير ؟ حجاج گفت : مگر نمىدانى كه فرزندان هركس به وى منتسب مىشوند ؟ و انساب تنها به پدران آدمى است ؟ پس چرا در مورد فرزندان فاطمه زهرا دختر پيامبراكرم ( ص ) مىگويى كه آن‌ها فرزندان و خاندان پيامبرخدا ( ص ) هستند با اينكه پدرشان على است و جز از طرف مادرشان [ حضرت ] فاطمه ، پيوندى با پيامبر ( ص ) ندارند ؟ الشعبى با اعتماد به نفس بالايى پاسخش داد : « اى امير ! نبينم كه سخنانت ، سخنان كسى است كه چيزى از كلام خدا و سنت پيامبرخدا ( ص ) نمىداند ! »