توحيد است . اين ادعا نيز باطل است زيرا آنچه منع شده به صورت مسجد ساختن
قبور و سرگرم شدن به آنهاست ، حال آنكه زيارت و دعا در آنجا به قصد موعظه و عبرتآموزى از جمله مواردى است كه همان شرعى كه زيارت و دعا را درنظر گرفته ، آنرا واجب گردانده است .
چگونه مىشود از شرك سخن گفت در حالى كه وقتى زاير وارد مسجد مىشود به عنوان تحيّت مسجد ابتدا به نماز مىايستد و خداوند را تعظيم مىكند و براى او سجده مىكند و شهادت لا إله الا الله يعنى همان توحيد خالص را بر زبان جارى مىسازد ؟ ! از اينرو اگر بنا باشد مساجدى را كه در آن قبرى وجود دارد ، رها ساخت بايد پس از ادخال قبر در مسجدالنبى در زمان بازسازى آن از سوى عمربن عبدالعزيز ، اين مسجد نيز رها مىشد و نماز در آن با هزار نماز [ در جاى ديگر ] برابرى نمىكرد . « 1 »
حال آنكه آن حضرت ( ص ) فرموده است : « ميان قبر من و منبرم ، باغى از باغهاى بهشت است » اين حديث به روايت البزاز است سند صحيحى دارد . « 2 »
النووى نيز گفته است : « سنت ، زيارت فراوان قبور و توقف بسيار بر سر قبر اوليا و صالحان است . » « 3 »
ابن الحاج نيز در " المدخل " مىگويد : علماى بزرگوار در شرق و غرب همچنان به زيارت قبور صالحان تبرك مىجويند چرا كه بركتشان پس از مرگ نيز همچون حيات ، جارى است . « 4 »
هامش
( 1 ) - بنابه روايت ابوهريرة به نقل از آنحضرت ( ص ) كه مسلم در صحيح خود 2 : 1012 كتاب الحج ب 94 فضل الصلاة بمسجدى مكة و المدينة حديث 1394 به بعد آنرا آورده است .
( 2 ) - مجمع الزوائد 4 : 6 به نقل از [ امام ] على ( ع ) و ابوهريرة به روايت البزاز ولى به روايت ابن عبيد آمده است : « در فاصلهء خانه تا منبرم . . . » روايت را البخارى در صحيح خود 1 : 399 ب 18 از بابهاى التطوّع حديث 1137 و 1138 به نقل از عبدالله بن زيد و ابوهريرة ، آورده است .
( 3 ) - آنرا سيد نورالدين السمهودى در وفاء الوفا 2 : 413 از وى نقل كرده است .
( 4 ) - المدخل 1 : 261 .