حجّاج - كه به شدّت خشمگين شده بود - گفت : واى بر تو چگونه اين سخن را به من مىگويى ؟ ! الشعبى گفت : اينان علما و فقها و محدثان و حاملان كتاب خدا هستند [ كه در مجلس حضور دارند ] ، مگر خداوند متعال نفرموده است : «
يا بَنِي آدَمَ
» ( سوره اعراف - 26 ) ( اى فرزندان آدم ) ، «
يا بَنِي إِسْرائِيلَ
» ( سوره بقره - 40 ) ( اى فرزندان اسراييل ) و مگر خداوند متعال دربارهء حضرت ابراهيم ( ع ) نفرموده است : «
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ . . .
وَ عِيسى
» ( سوره انعام : 85 - 84 ) ( و از نسل او . . . و عيسى پاداش دادهايم ) ؟ مگر پيوند حضرت عيسى ( ع ) با حضرت ابراهيم ( ع ) تنها از سوى مادر نبود ؟ همچنانكه در روايت صحيحى از رسول خدا ( ص ) آمده كه دربارهء حسين ( ع ) فرمود : « اين فرزندم سرور جوانان اهل بهشت است . »
در اين هنگام ، حجاج خجالت زده شد و در پى استدلالهاى محكم و متين الشعبى از كتاب و سنت ، با او از در مهربانى درآمد . « 1 »
* * *
در مشروعيّت زيارت قبور صالحان :
براى ردّ شبهات منكران زيارت قبور صالحان ، به دلايلى منتسب به پيشوايان بزرگ استناد كنيم . آنها جملگى در مورد زيارت پيامبراكرم ( ص ) بر قبر شريف آن حضرت ، متفقالقولند و آنرا بزرگترين وسيله تقرّب توانمندان اين كار و يا از جمله اعمال مستحبى و حتى واجب قلمداد كردهاند . در زيارت قبور اهل بيت ، مىتوان از راه قياس يعنى قياس اولى كه همانا قبر پيامبراكرم ( ص ) باشد ، استدلال كرد . « 2 »
هامش
( 1 ) - اين گفت وگوى را محمد بن طلحة شافعى در مطالب السؤول فى مناقب آل الرسول جلد اول صفحات 25 - 24 آورده است .
( 2 ) - فقهاى اسلام با استناد به مجموعهاى از دلايل شرعى از كتاب و سنت و اجماع و قياس و عقل به جواز زيارت قبور بهويژه قبور انبياء و اوليا و صالحان فتوا دادهاند و حتى همه پيشوايان مذاهب در استحباب و فضيلت اين كار نيز فتوا دادهاند ؛ ابن هبيره ( 560 هجرى قمرى ) در كتاب خود : " اتفاق الائمه " مىگويد : « مالك و شافعى و ابوحنيفه و احمد ( رضىالله عنهم ) در اينكه زيارت قبر پيامبر مستحب است ، -