برخى خلفايى كه به حق اهل بيت و منزلت ايشان اذعان داشتند ، ادامه داشت ؛ از جمله موارد استثنا ، عمربن عبدالعزيز بود كه بر خلاف ديگر خلفاى اموى هراسى بر ملك و قدرت خود [ از علويان ] نداشت يا خليفه مأمون عباسى كه متمايل به اهل بيت بود و امام رضا را به خود نزديك ساخت و ولايت عهدى را در زمان حيات خود به وى واگذار كرد و جانشينى خود را به وى سپرد گو اينكه خلافت براى [ امام رضا ] تحقق نپذيرفت .
مصر از همان هنگام كه مردمانش با عشق و دوستى رسولخدا ( ص ) آشنا شدند با عشق به اهل بيت خو گرفتند زيرا در قرآن مجيد با رهنمود الهى آشنا شده بودند كه مىگفت : «
لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
» ( سوره شورى : 23 ) ( به ازاى آن [ رسالت ] پاداشى از شما خواستار نيستم مگر دوستى در باره خويشاوندان ) و نيز با رهنمود پيامبر اكرم ( ص ) كه فرمود : « خدار را دوست بداريد زيرا نعمتهاى فراوانى به شما ارزانى داشته و مرا بهخاطر عشق به خدا دوست بداريد و اهل بيتم را نيز به دليل اينكه دوستشان مىدارم دوست بداريد » « 1 » . ( الترمذى و الحاكم آنرا به نقل از ابن عباس روايت كردهاند . )
به كسانى كه نسبت به وجود آرامگاه يا ضريح اهل بيت در مصر ترديد دارند ، بايد گفت كه مىدانيم تاريخ اسلام را بهطوركلى كسانى تدوين كرده و نوشتهاند كه مورد اعتماد بودهاند از جمله ايشان المقريزى است كه به موضوع سر امام حسين پرداخته و در خطط خود مىگويد : « الصالح طلائع وزير ، در خارج از " باب زويلة " از سوى دروازه احمر ، مسجدى بر سر [ امام حسين ] ساخت كه به مسجد الصالح طلائع معروف است و سر را در مسجد مذكور بر لوحهاى چوبى شستشو داد . » و سپس مثل يك مورخ قابل اعتماد مىگويد : « سپس سر [ امام ] حسين در روز يكشنبه هشتم جمادىالآخر ( 548 ه - )
هامش
( 1 ) - روايت را الترمذى 5 : 664 حديث شماره 3789 و الطبرانى در الكبير 3 : 46 حديث شماره 2639 و ابونعيم در الحلية 3 : 211 و الخطيب در التاريخ 4 : 160 و الحاكم در المستدرك 3 : 149 و شيخ طوسى در الامالى : 278 حديث 531 مجلس ( 10 ) آوردهاند .