تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
كه اهل محبّت در سخن گفتن از فضيلت زيارت اهل‌البيت و به‌ويژه نوادگان پيامبراكرم ( ص ) در هر زمان و هر مكان گوى سبقت از هم مىربايند . و چه صادقانه و محبت آميز سروده است شيخ على عقل شاعر اهل بيت و اوليا : - مىگويند كيانند ؟ گفتم آل محمدند همانان كه اميد منند و روحم براى آن‌ها پرمىكشد . - دوست داشتن آن‌ها - به نص حديثى - بر همه مردم واجب گشته است . - معنايش آن‌است كه من در ميان شما هدايت را - كتاب و خاندان و عترتم را - جا گذاشته‌ام . - اگر مقام شاهان را وسيله‌اى درنظر گرفته‌اى ، من به خاندان مصطفى متوسل مىشوم . - تا زنده‌ام بر در خانه آن‌ها ايستاده‌ام و هرگاه بميرم نور تابناك ايشان همراه منست . و شيخ صالح الجعفرى زائر را به پاك‌سازى قلب خود با تلاوت قرآن و نماز بر رسول‌خدا ( ص ) فرامىخواند تا از بركت زيارتش بهره‌مند گردد و به اذن الهى برايش سودمند باشد و مىگويد : - اى كسى كه به نزد ما اهل بيت آمده‌اى ، قلب خود را پاك گردان هرگاه به زيارتمان مىآيى . - و جدّ ما مصطفى را به ياد آور و قرآن را تلاوت كن تا دوستى ما نصيبت گردد . و احمد الحلوانى عارف در قصيده‌اى با عنوان " الحلواء " در ستايش فرزندان زهرا چنين سروده است : - جانم را فداى گل خاندان زهرا مىكنم و اگر آن‌ها به جانم راضى شدند من ارج بزرگى يافته‌ام . - به‌خدا سوگند كه آن‌ها دين و دنياى من هستند در ستايش آن‌ها هرچه مىخواهى بگو و هراسى به دل راه مده . - اى كسى كه به دوستى آن‌ها مىبالى و دوستىشان را حفظ مىكنى و آرامگاهشان را ارج مىنهى ، مژده گوارايت باد .