تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
المحبّ نيز در اشاره به همين معناست كه سروده است : - پيامبر همان نورى است كه تاريكىهاى گذشته و حال ما را روشن ساخته است . - و خاندان او عصمت دين ماست و آن‌ها برما حق دارند و رعايت حقشان وظيفهء ماست . گروه ديگرى نيز هستند كه معتقدند اهل بيت ، خويشان و فرزندان پيامبراكرم ( ص ) هستند و از ديگر مهاجران و انصار متمايزند « 1 » همچنانكه گروه ديگرى نيز بر اين باورند كه اين لفظ چنان گسترده است كه شامل امت اسلامى مىشود زيرا خداوند متعال درآيهء ديگرى ازهمين سوره مىگويد :
« النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ »
( سوره احزاب - 6 ) ( پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر [ و نزديكتر ] است و همسرانش مادران ايشانند . ) استاد حسن الملطاوى معتقد است اهل البيت و خويشان پيامبر از فرزندان فاطمه و على رضى الله عنه - هستند و مىگويد : « فقها يادآور شده‌اند كه از جمله ويژگىهاى آن حضرت ( ص ) آن‌است كه فرزندان دخترش به وى نسبت داده مىشوند بنابراين فرزندان فاطمه ( س ) به او نسبت داده مىشوند و فرزندان حسن و حسين ( ع ) نيز به آن‌حضرت ( ص ) نسبت داده مىشوند حال آنكه فرزندان دو خواهر ايشان يعنى زينب و ام‌كلثوم به پدرانشان يعنى عبدالله بن جعفر و عمربن الخطاب ( همسران آن‌ها ) نسبت داده مىشوند و تنها فرزندان فاطمه بدليل خصوصيتى كه در حديث مطرح شده ، استثنا
هامش
( 1 ) - اين نظرى است كه بخش اعظم و اكثريت مفسّران به‌دليل وجود روايت ابوسعيدالخدرى و ام سلمة و عمروبن شعيب به نقل از پدرش به نقل از جدش و واثلة بن الاسقع و عايشه بدان پاىبندى دارند . حديث را گروه بزرگى از محدثين و فقهاى برجسته از جمله : احمدبن حنبل در المسند 4 : 107 و 6 : 296 و 304 و الطيرانى در المعجم الكبير 3 : 48 در شرح حال [ امام ] حسن بن على ( عليهماالسلام ) و محب‌الدين الطبرى در الذخائر 21 - 24 و ابن المغازلى در المناقب صفحهء 305 علاوه بر مفسران بزرگى چون الطبرى و ابن‌كثير و السيوطى در الدرالمنثور و الحبَرى در تفسير آيهء :« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً »( سورهء احزاب - 33 ) آن‌را آورده‌اند .