تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
به‌شمار مىروند بنابراين عشق مردم به اهل بيت ادامهء عشق و محبت ايشان به رسول خدا ( ص ) و تأسى به او و دوستى با دوستداران اوست . آنچه تأييد مىكند كه اهل بيت به‌ويژه شامل على و فاطمه و فرزندان آن‌دو مىشود حديثى است كه انس بن مالك آن‌را روايت كرده مبنى بر اينكه : پيامبرخدا ( ص ) در حالى كه براى نماز صبح از خانه بيرون آمده بود بر درگاه خانه بانو فاطمه دختر خود مىايستاد و مىگفت : « نماز ، اهل بيت ، نماز ! »
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً »
( سوره احزاب - 33 ) ( خدا فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [ پيامبر ] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند . ) « 1 » آن‌حضرت مىفرمود : « السلام عليكم اهل البيت و رحمةالله و بركاته : خداى بر شما رحمت آورد نماز [ را دريابيد ] ، نماز ! » « 2 » طبيعى است كه مودت و دوستى برخاسته و ناشى از محبّت و در واقع ثبات بر محبت است ؛ كسى كه محبت نداشته باشد دين ندارد و محبت و دوستى اهل بيت نيز برخاسته از محبت به پيامبراكرم ( ص ) و محبت پيامبرخدا ( ص ) نيز برخاسته از محبت به خداوند متعال است از اين رواست كه مىتوان نتيجه گرفت محبت اهل بيت بر هر مسلمانى واجب گشته زيرا بمنزلهء پاداش و مزد پيامبرخدا ( ص ) در ازاى هدايت مسلمانان به نور ايمان در اين دنيا و به‌منزلهء وفادارى به وى پس از وفات اوست .
هامش
( 1 ) - حديث را امام احمدبن حنبل به نقل از انس بن مالك در المسند 1 : 331 آورده مىگويد : « پيامبرخدا ( ص ) به مدت شش ماه هرگاه براى نماز صبح خارج مىشد از جلوى خانه فاطمه مىگذشت . . . » الترمذى در سنن خود 5 : 352 شماره 3206 آن‌را آورده مىگويد : و در همين باب به نقل از ابوالحمراء و معقل بن يسار و ام‌سلمة . السيوطى در الدرالمنثور 6 : 606 ذيل تفسير آيهء 33 از سورهء مبارك الاحزاب حديث را آورده و آن‌را به ابن جرير و ابن مردويه نسبت داده است و در صفحه 605 آن‌را به ابن ابى شيبه و احمد و الترمذى نسبت داده و " حسن " دآن‌استه و به ابن جرير و ابن‌المنذر و الطبرانى و الحاكم و ابن مردويه نسبت داده است . ( 2 ) - حديث را ابن مردويه به نقل از ابن عباس به همين لفظ روايت كرده مىگويد : « ما به مدت نه ( 9 ) ماه ديديم كه پيامبرخدا هر روز به‌هنگام نماز بر در خانه علىبن ابىطالب گذر مىكرد و مىگفت . . . » الدرالمنثور 6 : 606 .