تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
مىشود « 1 » و گفته شده : اين خويشاوندان شامل هر مسلمان دوستدار رسول خدا ( ص ) مىشود . « 2 » معناى خاص خويشاوندان آنچنانكه در اسعاف الراغبين فى سيرة المصطفى و فضائل اهل بيته الطاهرين اثر الصّبيان آمده است ، همانا على ، فاطمه ، حسن و حسين هستند . « 3 » روايت شده كه وقتى آيهء شريفهء ذيل نازل گرديد :
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً »
( سوره الاحزاب - 33 ) ( . . . خدا فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [ پيامبر ] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند . ) رسول خدا ( ص ) كساء ( جامه ) را بر على و فاطمه و حسن و حسين پيچاند و فرمود : « پروردگارا اينان خاندان من هستند پس آلودگى را از ايشان بزداى و پاك و پاكيزه‌شان گردان . » « 4 » و در روايت ديگرى آن حضرت ( ص ) فرمود : « پروردگارا اينان خاندان محمّد هستند پس درودها و بركات خود را همچنانكه بر ابراهيم گرداندى بر آل‌محمّد بگردان كه تو ستوده و بزرگوارى . » « 5 »
هامش
( 1 ) - اين را الزجاج در معانىالقرآن 3 : 176 گفته است ؛ او در ذيل آيهء :« إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »مىگويد : خطاب به‌ويژه به قريش برمىگردد ، اين‌را ابن عباس و ابومالك و الشعبى گفته‌اند . ( 2 ) - برخى مفسّران از جمله : القرطبى در احكام القرآن 16 : 22 چنين اعتقادى دارند ؛ او مىگويد كه اين آيه منسوخ است و در مكه نازل شده . در آنجا مشركان پيامبر ( ص ) را اذيت مىكردند و خداوند به آن‌ها فرمان داد تا با پيامبر ( ص ) دوستى كنند و با وى صله رحم داشته باشند . ولى هنگامى كه هجرت كرد ، انصار او را پذيرا شدند و يارىاش كردند . خداوند نيز خواست كه او را به برادران پيامبرش ملحق گرداند كه فرمود : «وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ» ( سوره الشعراء - 109 ) ( و بر اين [ رسالت ] اجرى از شما طلب نمىكنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست ) و آن‌را به الضحاك و حسين بن الفضل نسبت داده است . ( 3 ) - " اسعاف الراغبين " چاپ شده در حاشيهء كتاب نورالابصار ، صفحه 225 . ( 4 ) - اين حديث را ابن عساكر در تاريخ دمشق 13 : 204 شرح حال [ امام ] حسن بن على ( عليهماالسلام ) و الطبرانى در المعجم الكبير 3 : 53 شماره 2666 و صفحه 54 شماره 2668 و صفحه 55 شماره 2669 و الحاكم الحسكانى در شواهدالتنزيل 2 : 64 شماره 686 به بعد و ابن المغازلى الشافعى در المناقب صفحه 305 و الشبلنجى در نورالابصار صفحه 225 و الذهبى در سيراعلام النبلاء 3 : 385 با اسناد آن آورده‌اند . ( 5 ) - اين حديث را با همين لفظ ابن عساكر در تاريخ دمشق 13 : 203 شرح حال [ امام ] حسن بن على ( عليهماالسلام ) و الطبرانى در المعجم‌الكبير 3 : 53 شماره 2664 و 2665 و الشبلنجى در نورالابصار 225 و الكنجى الشافعى در كفاية الطالب صفحه 372 آورده‌اند .