اگر كسى باشد كه از باب " سد الذرائع " ( بهانه ندادن ) زيارت آرامگاهها و مزارها را نهى كند ، اين قياس معالفارق است زيرا كسانى كه به سوى بتها روى مىآوردند [ و به زيارت آنها مىپرداختند ] كفار مشركى بودند كه آن بتها را مىپرستيدند حال آنكه اينان مسلمانان موّحدى هستند كه صاحبان قبرها را دوست مىدارند و تفاوت است ميان دوست داشتن و محبت از يكسو و پرستش از سوى ديگر ؛ به اين دليل كه زاير مسلمان براى خدا نماز مىگذارد و در همان جا او را مىپرستد و پيش از زيارت نيز جز براى خدا به نماز نمىايستد .
پيشوايان و صالحان نيز همواره نسبت به زيارت قبور و آرامگاههاى اهل بيت توجه ويژهاى مبذول مىداشتند ، از جمله : امام الشعرانى - كه شيخ الازهر بود - در كتاب خود المنن مىگويد : از جمله منتهاى خداى متعال بر من توفيق زيارت هر از گاهى همه يا برخى بزرگان اهل بيت مدفون در مصر است ؛ من هر سال سه بار و به قصد صله رحم رسولالله ( ص ) به زيارت آنجاها مىروم و جز اندك كسان - آنهم به دليل اندكى درك و فهم منزلت ايشان و يا عدم اثبات دفن پيكر پاكشان در جاهاى اعلام شده - كسى اينكار را ردّ نمىكند كه به نظر من كار منكران نوعى تحجّر است حال آنكه تنها گمان درست بودن هر كار خيرى ، ما را كافى است .
مؤمنان تنها به عشق اوليا و صالحان و در راستاى پندآموزى و تأسى به اخلاق و منش ايشان و نيز از باب مغفرت طلبى و خدابيامرزى ، به قبور آنها پناه مىآورند زيرا معتقدند كه دعاى برادر ، براى برادر متضمن خير براى هر دوى آنهاست و هركس در دنيا اميد خير و بركتش مىرود در آخرت نيز اميد به خير و بركت وى مىرود و صالحان و نيكان روزگار نزد خداوند متعال شفاعت مىكنند .
هامش
از ايشان شكيبايى و تقرّب به خداوند متعال و انجام فرمانهاى الهى را الهام مىگيرند .
زيارت قبور اوليا و صالحان و شخصيتهاى بزرگ در حقيقت يكى از وسايلى است كه از يك سو آدمى را به سمت اخلاق پسنديده سوق مىدهد و از سوى ديگر به نسلهاى پياپى اعلام مىكند كه پاداش كسانى كه راه حق و آيين هدايت و فضيلت را مىپيمايند ، همين است و هر دو در خدمت به دين خدا قرار دارد .