بود . « 1 » و الزبير بن به كار او را فاضل و بزرگوار توصيف كرده است .
الحسن الانور از پدرى به نام زيد بن الحسن السبط در سال 83 ه - به دنيا آمد و همچنانكه در خطط المقريزى آمده است « مادرش كنيز بود » « 2 » بدين معنا كه كنيز را اربابش آزاد و طبق سنتهاى عرب با او ازدواج مىكند ؛ الحسن الانور در خانوادهاى نجيب و شريف و در سايه پدرش زيد در مدينه پرورش يافت و تربيت اسلامى شايستهاى پيدا كرد .
روايت شده است : همانگونه كه سيدى حسنالانور دست دخترش نفيسه را مىگرفت و همراه خود نزد رسولخدا ( ص ) مىبرد مىگفت : اى رسول خدا من از دخترم نفيسه راضى هستم ، امام زيد پدر سيدى حسنالانور نيز پسرش را همراه مىبرد [ رضايت خود را از وى به گوش مبارك پيامبر مىرساند ] ؛ يك بار پيامبرخدا ( ص ) را بهخواب ديد كه به وى مىفرمود : « اى زيد من از پسرت حسن راضى هستم چون تو از او راضى هستى ؛ حق سبحانه و تعالى نيز با رضايت من از وى ، از او راضى است . » « 3 »
امام زيد همچنانكه الشبلنجى در نورالابصار مىگويد « 4 » در سال 120 ه - وفات يافت يعنى در حالى وفات يافت كه پسرش حسنالانور سى و هفت ساله بود و به گفته الخطيب بغدادى در كتاب تاريخ بغداد « 5 » بدهىاى به مبلغ چهارصد دينار برعهدهاش گذارده بود و او نيز طبق آنچه در خطط ( المقريزى ) آمده است « 6 » قسم ياد كرد كه هرگز
سرش را جز زير سقف مسجد جدّش رسول خدا ( ص ) قرار ندهد تا اينكه بدهى پدر
هامش
( 1 ) - تهذيب التهذيب 2 : 279 و نگاه كنيد به : المشجّر الكشاف عن اصول السادة الاشراف : 76 .
( 2 ) - المواعظ و الاعتبار بذكر الخطط و الآثار معروف به خطط المقريزى 4 : 325 .
( 3 ) - نورالابصار : 337 .
( 4 ) - همان منبع صفحه 337 .
( 5 ) - تاريخ بغداد 7 : 309 .
( 6 ) - خطط المقريزى 4 : 326 .