متوجه كسى شد كه مزاحم حاجيان مىشود . با دست با اشاره ابزار چرخريسى زنانه را نشان داد و گفت : « احمقى كه پشمى يافته است ! » به اين معنا كه مزاحمت و شتاب در حجّ ، زيانى بيش از كسب ايمان دارند .
و اين به سخن پيامبر گرامى اسلام ( ص ) بسيار نزديك است كه فرمود : « ان المنبت لا ارضا قطع و لاظهرا ابقى » « 1 » بدين معنا كه كسى كه از ديگران گسسته باشد و به دليل سرعت از كاروان بازمانده باشد ، مركب خود را خسته مىكند بطوريكه قادر به ادامه راه نيست . و در معجمالبلدان « 2 » ياقوت حموى روايت شده كه سيدى حسن الانور ، عبدالله بن مسلم بن جندب الهزلى را از امامت مسجد و نماز در مسجد احزاب عزل كرد .
اين يك به او گفت : چرا مرا از مقام آيا و اجدادىام عزل مىكنى ؟
حسن الانور پاسخش داد : عزل تو از اين مقام براى روزهاى چهارشنبه است ! [ خاطرنشان مىشود كه ] در اين روز زنان نيز اجازه نمازخواندن در مسجد را داشتند كه او با ابيات شعر غزلى متعرض برخى از آنها مىشد كه البته براى سيدى حسنالانور قابل بخشايش نبود . اين واقعه نشان از سختگيرى سيدى حسنالانور در امور دينى دارد همچنانكه نشان از آن دارد كه او شعرشناس بود و شعر حفظ مىكرد و اهل ذوق بود .
او به عنوان والى ( كارگزار ) مدينه منوره اينگونه توصيف شده است :
« در ولايت خود قاطع ، با اراده و نسبت به اجراى حدود الهى با مردم سختگير بود و در دين خدا هيچ رأفت و عطوفتى نداشت و هيچ رحم و شفقتى مانع از اجراى حدود الهى از سوى وى نمىشد . »
مثالهاى مربوط به قاطعيت و سختگيرى سيدى حسن الانور فراوانند : الحسن در ميان نزديكان و دوستدارانش شاعرى بود كه ابن هرمة نام داشت و با وى داستانها و
خاطرات شيرينى داشت ؛ هنگامى كه الحسن به كارگزارى مدينه منوره گمارده شد و
هامش
( 1 ) - البيهقى آنرا در السنن آورده است 1 : 19 .
( 2 ) - معجم البلدان 5 : 87 - 86 .