آوازخوان توبه كرده از سر تسليم فرياد برآورد : واى كه دينم رفت ، چه رسوايى ! سپس به آواز خواندن پرداخت !
داستان با اين دروغپردازىها ادامه مىيابد و گناه بزرگ آن هم بر دوش صاحب " الاغانى " و كسى كه او را اجير كرد و كسى كه باورش كرد ، است . . . و از دستبند طلايى سخن به ميان مىآورد كه سكينه مرد آوازخوان را وادار كرد آنرا به دست كند و اينكه چگونه كسى را به دنبال زن آوازهخوان " غرة الميلاء " فرستاد تا همراه ابن سريج - كه از توبهاش منع شد - آواز بخواند تا مجلس آواز « 1 » در خانه نواده پيامبر گرامى ما ( ص ) كامل
گردد . « 2 »
* * * منظور از چنين رواياتى - كه از آن زشتتر و وقيحانهتر هم وجود دارد - و از جمله
هامش
( 1 ) - گفتههاى سيره نويسان و مؤرخان در اينكه بانو سكينه دختر امام حسين ( ع ) پس از شهادت پدر ( ع ) و بازگشت كاروان حسينى از نزد يزيد به مدينه ، در خانه برادرش امام زينالعابدين - كه در زهد و پارسايى و عبادت و خشوع پرآوازه بود - زندگى مىكرد ، با اين وضع آيا مىتوان صحنهاى را كه ابوالفرج در الاغانى نقل كرده در خانه اين بزرگوار زاهد و عابد و پراندوه تصور كرد ؟ ! !
علاوه بر اينها ما با آثار و سخنان بسيارى از پيشوايان و فقهاى مسلمانان در حرمت غنا ( آواز ) و حتى حرمت آن در همه اديان ، روبرو هستيم . شيخالاسلام ميرغينانى در كتابش الهدايه ( 3 : 90 ) مىگويد : شهادت آوازخوان ، پذيرفته نمىشود و ابن تيمية از ابنالمنذر نقل كرده كه او حرمت مطلق غنا و ابطال اجاره آوازهخوان زن نقل كرده است ( مختصرالفتاوى الكبرى : 388 ) و القاضى عياض از اجماع بر كفر كسى كه آنرا حلال دانسته است ، سخن گفته است ( الفروع 3 : 903 ) و در مفتاح الكرامة ، فصل المكاسب المحرمّة به هنگام ذكر حرمت غنا مىگويد : بيست و پنج روايت صحيح در اين باره وارد شده است . و در جواهرالكلام آمده است : اين حرمت از امام سجاد و فرزند امام باقر و امام صادق ( ع ) به تواتر ذكر شده و اينها همه دال بر حرمت مطلق غنا است حتى اگر قرين به محرمى نباشد .
اگر حكم غنا و آوازخوانى چنين است چگونه مىشود امام سجاد زينالعابدين ( ع ) به خواهرش سكينه اجازه دهد كه مجلس بزم و آوازخوانى در خانهاش برگزار كند ؟ ! ! مگر آنكه اين داستان افترا و بهتانى عليه آنحضرت و اين بانوى بزرگوار ( ع ) باشد . علاوه بر اين بايد دانست كه گفتههاى مربوط به آوازخوانى كه ابوالفرج در مورد اين زن پاكدامن و آزاده و مطهرّه نقل كرده جملگى بوسيله خاندان زبيرى روايت شده كه دشمنى و كينتوزى ايشان با آل على ، شهره خاص و عام است .
( 2 ) - متن كامل روايت در كتاب خانم دكتر بنت الشاطىء : " سكينة بنت الحسين " دارالهلال : 146 - 143 آورده شده است .