وارد آوردن ناجوانمردانه نام سكينه در ابيات غزل عمربن ابى ربيعه ، آناست كه قبح مسئله را بشكند و هتك حرمت كند و زندگى اين بانوى نبوى مورد ترديد قرار گيرد همانگونه كه " مدينه منوره " با چپاولگرىهاى لشكريان يزيد مورد بىحرمتى قرار گرفت و كعبه از سوى كسانى كه كمترين احساس گناهى نداشتند و هراسى از تجاوز به حدود الهى به دل راه ندادند ، به آتش كشيده شد تا با مجموعه اين اعمال و توطئهچينىها ، مقدسات عموم مسلمانان زير سئوال رود و رهبران و پيشوايان آنها درهم شكسته شوند و ابهت و الگو بودن ايشان فروپاشد .
ضربه چنين بهتان و افترايى تنها متوجه سكينه دختر امام حسين نبود ؛ در واقع به
مثابه كشتار ديگرى - كشتار معنوى و ادبى - در كربلا بود و شخصيتهاى اهل بيت مورد ترور شخصيّتى قرار مىگرفتند تا رهبرى معنوى ايشان زير سئوال رود و همچنانكه پيش از آن و با خيانت و قتل رهبران حكومتىاش چنين شدند ؛ از رهبران حكومتى سخن گفتم و نه سياسى زيرا رهبرىهاى سياسى و معنوى اهلبيت هرگز و هيچگاه در طول تاريخ پرفراز و نشيب اسلام بر خلاف و كوششهاى بسيار گسترده گروه باطلان و يار و ياوران آنها در هر زمان و مكان ساقط نشده است !
صحنه پايانى
بانو سكينه از همان خردسالى ، داراى انديشهء قرآنى و فرهنگ نبوى بود كه با هوشمندى و خلاقيت آنرا منعكس مىكرد و بلاغت و سخنسرايى را از پدر و جدّش و آزادگى و پاسخهاى شجاعانه به بدانديشان و بدسگالان را از عمهاش و سرودن اشعارى در رثاى امام حسين را از مادرش ، به ارث برده بود .
او هفت سال پس از حادثه كربلا ، تن به هيچ ازدواجى نداد و محافل مردمى او را شيرينى خورده قاسم فرزند عمويش [ امام ] حسن « 1 » مىدانستند ؛ كسى كه در هفتم ماه
هامش
( 1 ) - پيش از اين گفته شد كه موضوع ازدواج " قاسم " با او به دليل نبود شاهدى [ تاريخى ] بر آن كاملا بىاساس است و برعكس همچنانكه گفتيم علماى نسب و تاريخنگاران تأكيد مىكنند كه همسر اولش عبدالله الاكبر برادر قاسم - هردو فرزند امام حسن مجتبى ( ع ) - بود . از جمله ايشان نسب شناس ابوالحسن العمرى ، علامه الطبرسى ، الشيخ الصبان و ابوالفرج و المدائنى و ديگران . و نيز به اين دليل كه قاسم در آن زمان و به گواهى اهل تاريخ و مقتل نويسان هنوز به سن بلوغ نرسيده بود .